یادداشت و گفتگو
دکتر کاظم کاشفی (دبیر کل باشگاه صاحب‌نظران انرژی ایرانیان) مهندس علی منتظری( عضو باشگاه صاحب‌نظران انرژی ایرانیان)
تاریخ انتشار : 1404/12/04 11:04 AM
گذار انرژی در سایه تغییر اقلیم؛ فرصت یا تهدید برای اقتصاد انرژی ایران؟
تغییر اقلیم و الزامات جهانی کاهش انتشار، گذار انرژی از سوخت‌های فسیلی به منابع کم‌کربن را به یک جبر تاریخی تبدیل کرده است. ایران با ۲۰۸ میلیارد بشکه ذخیره نفت (۱۰ درصد جهان) و 33.8 تریلیون مترمکعب گاز (۱۷ درصد جهان) در کنار پتانسیل عظیم خورشیدی و بادی، در نقطه‌ای حساس قرار دارد.
این مقاله نشان می‌دهد که اگر سیاست‌های فعلی ادامه یابد، ارزش واقعی درآمدهای نفت و گاز تا سال ۱۴۱۵ شمسی بین ۳۵ تا ۶۵ درصد کاهش می‌یابد، کسری بودجه سالانه تا ۲۰ میلیارد دلار افزایش می‌یابد و بیش از ۳۰۰ هزار شغل در زنجیره هیدروکربوری از بین می‌رود. در مقابل، اجرای یک گذار فعال و هوشمند می‌تواند تا همان افق بیش از ۶۵۰ هزار شغل پایدار جدید ایجاد کند، شدت انرژی را تا ۴۸ درصد کاهش دهد، یارانه‌های ضمنی انرژی را سالانه تا ۱۳۰ میلیارد دلار کم کند و ایران را به یکی از سه صادرکننده برتر هیدروژن سبز جهان تبدیل نماید. موفقیت این تحول به سه رکن اصلی وابسته است: اصلاح تدریجی یارانه‌ها با مکانیزم گذار عادلانه، تشکیل صندوق ملی گذار انرژی، و دیپلماسی فعال انرژی پاک. 
جهان در حال عبور از بزرگ‌ترین تحول ساختاری قرن است: پایان عصر سوخت‌های فسیلی. گزارش ششم     IPCC (2022)  هشدار می‌دهد که اگر انتشار گازهای گلخانه‌ای تا سال ۲۰۳۰ به نصف نرسد، محدود کردن گرمایش به 1.5 درجه غیرممکن خواهد شد. آژانس بین‌المللی انرژی در سناریوی Net Zero 2050 پیش‌بینی می‌کند که تقاضای جهانی نفت تا آن سال ۷۵ درصد و گاز طبیعی ۵۵ درصد کاهش یابد. این تحول برای کشورهایی که بیش از یک سوم درآمد صادراتی و بودجه‌شان به نفت و گاز وابسته است، یک تهدید وجودی است.ایران در صدر این کشورها قرار دارد. نفت از زمان کشفش در سال ۱۲۸۷ شمسی محور توسعه، بودجه، سیاست خارجی و حتی هویت اقتصادی کشور بوده است. اما امروز همان نفت، بزرگ‌ترین منبع آسیب‌پذیری شده است. شدت انرژی ایران دو برابر میانگین جهانی، یارانه‌های انرژی معادل ۴۵ درصد تولید ناخالص داخلی، و زیرساخت‌های فرسوده، کشور را در برابر شوک‌های جهانی بسیار شکننده کرده است. در عین حال، ایران یکی از غنی‌ترین کشورها از نظر تابش خورشیدی (بیش از ۳۰۰ روز آفتابی در دو سوم خاک) و باد (مناطق خواف، میل‌ نادر و منجیل جزو بهترین نقاط جهان) است. بنابراین پرسش اصلی این است: آیا می‌توان تهدید گذار جهانی انرژی را به فرصتی تاریخی برای جهش توسعه‌ای ایران تبدیل کرد؟ این مقاله تلاش می‌کند با نگاهی واقع‌بینانه و مستند به این پرسش پاسخ دهد.  
وضعیت کنونی اقتصاد انرژی ایران       
ایران چهارمین دارنده ذخایر نفت و دومین دارنده ذخایر گاز طبیعی جهان است. طبق آخرین گزارش انسیتو انرژی (2024)، ذخایر اثبات‌شده نفت کشور ۲۰۸ میلیارد بشکه و گاز 33.8 تریلیون مترمکعب است. این ارقام به تنهایی نشان می‌دهد چرا اقتصاد ایران این‌قدر به هیدروکربور وابسته شده است. تولید برق کشور در سال ۱۴۰۳ بیش از ۹۲ درصد از سوخت‌های فسیلی (عمدتاً گاز طبیعی و کمی نفت‌کوره) تأمین شد. سهم انرژی‌های تجدیدپذیر در سبد برق هنوز زیر ۲ درصد است(امبر، 2025). مصرف انرژی اولیه در سال ۲۰۲۳ به ۳۱۷ میلیون تن معادل نفت خام رسید که نسبت به سال ۱۳۹۰ بیش از ۶۰ درصد رشد داشته است. شدت انرژی ایران (مقدار انرژی مصرفی به ازای هر دلار تولید ناخالص داخلی) حدود 0.19  toeبه ازای هزار دلار است؛ یعنی تقریباً دو برابر میانگین جهانی و سه برابر کشورهایOECD. یکی از مهم‌ترین دلایل این وضعیت، یارانه‌های عظیم انرژی است. صندوق بین‌المللی پول در گزارش ۲۰۲۳ خود اعلام کرد یارانه‌های ضمنی انرژی در ایران (تفاوت قیمت واقعی و قیمت پرداختی) به ۱۵۰ میلیارد دلار در سال می‌رسد؛ رقمی که بیش از کل بودجه عمرانی کشور است. این یارانه‌ها باعث شده‌اند مصرف سرانه بنزین، گازوئیل و گاز طبیعی در ایران چندین برابر میانگین جهانی باشد و انگیزه‌ای برای صرفه‌جویی یا سرمایه‌گذاری در بهره‌وری باقی نماند.
زیرساخت‌های انرژی نیز فرسوده‌اند. بازده متوسط نیروگاه‌های حرارتی کشور حدود ۳۷ درصد است (در حالی که در کشورهای پیشرفته بالای ۶۰ درصد است) و تلفات شبکه انتقال و توزیع برق بین ۱۴ تا ۱۶ درصد گزارش شده است. این یعنی از هر ۱۰۰ واحد انرژی که تولید می‌کنیم، حدود ۶۳ واحد آن هدر می‌رود یا با بازده پایین مصرف می‌شود.از سوی دیگر، تحریم‌های بین‌المللی طی ۱۵ سال گذشته سرمایه‌گذاری در بخش بالادستی نفت و گاز را به شدت کاهش داده و دسترسی به فناوری‌های جدید را تقریباً قطع کرده است. نتیجه این شده است که نرخ جایگزینی ذخایر نفت و گاز کشور به زیر یک رسیده و تولید از برخی میادین بزرگ رو به کاهش است.
تهدیدهای گذار انرژی برای اقتصاد ایران         
گذار جهانی انرژی چند تهدید جدی برای ایران دارد که اگر مدیریت نشود، می‌تواند به فروپاشی تدریجی ساختار اقتصادی منجر شود. اولین و مهم‌ترین تهدید، کاهش پایدار تقاضای جهانی نفت و گاز است. حتی در سناریوی محافظه‌کارانه، تقاضای جهانی نفت تا سال ۲۰۳۵ حدود ۲۵ درصد کاهش می‌یابد. اگر تحریم‌ها ادامه یابد و ایران نتواند سهم بازار خود را حفظ کند، درآمد صادراتی نفت ممکن است تا سال ۱۴۱۵ شمسی به کمتر از نصف ارزش واقعی امروز برسد. دومین تهدید ایران، پدیده «دارایی‌های راکد» است. وقتی تقاضای جهانی برای سوخت فسیلی کاهش یابد، بخشی از ذخایر نفت و گاز ایران هرگز استخراج نخواهد شد و ارزش اقتصادی خود را از دست خواهد داد. کربن ترکر (2023) برآورد کرده که در سناریوی 1.5 درجه، بیش از 1.2 تریلیون دلار از دارایی‌های فسیلی ایران بی‌ارزش می‌شود. سومین تهدید، مکانیسم تنظیم مرزی کربن اتحادیه اروپا (CBAM) است که از سال ۲۰۲۶ اجرا می‌شود. این مکانیسم بر کالاهای پرکربن (فولاد، سیمان، آلومینیوم، کود شیمیایی و …) مالیات وضع می‌کند. با توجه به شدت کربن بالای صنایع ایران، صادرات این محصولات به اروپا سالانه بین 1.5 تا 2/2 میلیارد یورو هزینه اضافی خواهد داشت. چهارمین تهدید، رقابت منطقه‌ای است. عربستان با برنامه چشم انداز تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۵۰ گیگاوات ظرفیت خورشیدی و بادی ایجاد می‌کند. امارات متحد عربی هدف ۱۰۰ گیگاوات تا ۲۰۵۰ دارد و قطر هم در حال تبدیل شدن به هاب هیدروژن آبی و سبز است. اگر ایران در این رقابت عقب بماند، نه تنها بازارهای صادراتی سنتی خود را از دست می‌دهد، بلکه در نظم جدید انرژی منطقه نیز حاشیه‌نشین خواهد شد.      
فرصت‌های گذار انرژی در ایران           
با وجود همه تهدیدها، ایران یکی از بهترین موقعیت‌های جهان را برای بهره‌برداری از گذار انرژی دارد. اولین فرصت، پتانسیل عظیم انرژی‌های تجدیدپذیر است. طبق گزارش آژانس بین المللی انرژی‌های تجدیدپذیر (2024)، پتانسیل فنی-اقتصادی خورشیدی ایران بیش از ۶۰۰۰۰ مگاوات و پتانسیل بادی آن حدود ۱۰۰۰۰۰ مگاوات است. هزینه هم‌ترازشده برق خورشیدی (LCOE) در مناقصات اخیر به زیر 5/2 سنت دلار بر کیلووات‌ساعت رسیده است؛ یعنی کمتر از هزینه تولید برق از نیروگاه‌های گازی با سوخت یارانه‌ای.دومین فرصت، هیدروژن سبز است. ایران با ترکیب تابش خورشیدی بالا، زمین‌های ارزان و دسترسی به آب دریا، می‌تواند یکی از ارزان‌ترین تولیدکنندگان هیدروژن سبز جهان شود. آژانس بین المللی انرژی‌های تجدید پذیر پیش‌بینی می‌کند که هزینه تولید هیدروژن سبز در ایران تا سال ۲۰۳۰ به 2.1تا  1.5 دلار بر کیلوگرم برسد؛ در حالی که میانگین جهانی حدود  2.5 تا ۳ دلار خواهد بود. این یعنی ایران می‌تواند جایگزین واقعی برای درآمدهای نفتی پیدا کند. سومین فرصت، اشتغال‌زایی گسترده است. طبق گزارش ایرنا، هر گیگاوات ظرفیت خورشیدی یا بادی حدود ۴۰۰۰ شغل مستقیم و غیرمستقیم ایجاد می‌کند. اگر ایران تا سال ۱۴۱۵ به ۵۰ گیگاوات ظرفیت تجدیدپذیر برسد، بیش از ۶۵۰ هزار شغل پایدار جدید ایجاد خواهد شد؛ شغل‌هایی که عمدتاً در مناطق محروم و مرزی هستند.رضا قلی زاده و همکاران 2025، در مطالعه‌ای بیان داشتند که ظرفیت نصب شده انرژی تجدید پذیر در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه تأثیر مثبتی بر اشتغال داشته و به افزایش فرصت‌های شغلی بسیاری منجر گردیده است. هم چنین، بین تولید ناخالص ملی و اشتغال، درهر دو دسته از کشورها رابطه مثبت معناداری دیده می‌شود. چهارمین فرصت، آزادسازی گاز طبیعی است. اگر ۳۰ گیگاوات ظرفیت خورشیدی و بادی اضافه شود، سالانه حدود ۲۵ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی آزاد می‌شود که می‌تواند برای تزریق به میادین نفتی (افزایش برداشت) یا صادرات با ارزش افزوده بالاتر (پتروشیمی) استفاده شود.    
 سناریوهای اقتصادی گذار انرژی تا سال ۱۴۱۵ شمسی
سناریوهای اقتصادی گذار انرژی تا افق ۱۴۱۵ شمسی (۲۰۳۶ میلادی)برای اینکه تصویر روشنی از آینده داشته باشیم، سه سناریوی اصلی را با استفاده از مدل‌های معتبر بین‌المللی و مطالعات بومی مانند حاجی نژاد و ثروتی 2018، حسینی و همکاران 2019، آریان پور و همکاران 2019، قدکساز و سبوحی2020 و آشنا و همکاران 2024 بررسی کرده‌ایم. تمام اعداد به قیمت ثابت سال ۱۴۰۳ و دلار ۲۰۲۴ محاسبه شده‌اند.
1. سناریوی تداوم وضعیت موجود (Business-as-Usual – BAU)                             
در این سناریو، سیاست‌های فعلی تقریباً بدون تغییر ادامه می‌یابد: یارانه‌های انرژی با سرعت بسیار کند اصلاح می‌شود، نرخ نصب تجدیدپذیر سالانه زیر ۵۰۰ مگاوات می‌ماند، و سرمایه‌گذاری اصلی همچنان به سمت توسعه میادین نفت و گاز می‌رود.
پیامدها تا سال ۱۴۱۵ شمسی  
 ارزش واقعی درآمدهای صادراتی نفت و گاز بین ۳۵ تا ۶۵ درصد به دلیل افت تقاضای جهانی و از دست رفتن سهم بازار به رقبای منطقه‌ای کاهش می‌یابد. همچنین کسری بودجه سالانه به‌طور متوسط ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار افزایش می‌یابد. در حدود ۲۰۰ تا ۳۵۰ هزار شغل مستقیم و غیرمستقیم در زنجیره نفت و گاز به تدریج از بین می‌رود. شدت انرژی فقط ۸ تا ۱۲ درصد به دلیل فرسودگی بیشتر زیرساخت‌ها کاهش می‌یابد. انتشار گازهای گلخانه‌ای همچنان بالا می‌ماند و هزینه‌های سلامت عمومی و زیست‌محیطی سالانه تا ۱۵ میلیارد دلار افزایش می‌یابد. همچنین ایران در نظم جدید انرژی منطقه کاملاً حاشیه‌نشین می‌شود.
2. سناریوی گذار تدریجی (Gradual Transition)
در این مسیر واقع‌بینانه، اصلاح یارانه‌ها در پنج فاز پنج‌ساله انجام می‌شود، هدف نصب سالانه تجدیدپذیر به ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ مگاوات می‌رسد، و بخشی از درآمدهای نفتی به صندوق گذار انرژی واریز می‌گردد.
پیامدها تا سال ۱۴۱۵:  
 درآمدهای نفتی بین ۲۵ تا ۵۰ درصد (قابل مدیریت با تنوع‌بخشی تدریجی) کاهش می‌یابد.
در حدود ۲۰۰ تا ۴۰۰ هزار شغل جدید در زنجیره تجدیدپذیر و صنایع وابسته ایجاد می‌شود.
۳۰ تا ۳۸ درصد شدت انرژی کاهش می‌یابد.
سالانه ۷۰ تا ۹۰ میلیارد دلار از محل کاهش یارانه‌های ضمنی صرفه جویی می‌شود.
سهم تجدیدپذیر در سبد برق به ۲۵–۳۵ درصد می‌رسد.
ایران به یک بازیگر متوسط در بازار انرژی پاک منطقه تبدیل می‌شود (صادرات محدود برق و هیدروژن سبز به عراق و ترکیه).
3. سناریوی گذار فعال و پیشرو (Proactive Transition)                                 
این سناریو نیازمند اراده سیاسی قوی است: اصلاح سریع‌تر یارانه‌ها (در چهار فاز)، هدف‌گذاری نصب ۵۰۰۰ مگاوات سالانه تجدیدپذیر، تشکیل صندوق ملی گذار با حداقل ۲۵ درصد درآمد نفتی، و دیپلماسی فعال انرژی پاک.
 پیامدها تا سال ۱۴۱۵:
کاهش درآمدهای نفتی بین ۴۵ تا ۷۰ درصد (شوک اولیه شدید، اما با جایگزین‌های قوی جبران می‌شود).
ایجاد خالص ۵۵۰ تا ۶۵۰ هزار شغل پایدار جدید (بیشتر در مناطق محروم).
کاهش ۴۵ تا ۴۸ درصد شدت انرژی (به سطح کشورهای متوسط OECD نزدیک می‌شویم).
صرفه‌جویی سالانه ۱۲۰ تا ۱۳۰ میلیارد دلار از محل حذف تدریجی یارانه‌ها و افزایش بهره‌وری.
سهم تجدیدپذیر در تولید برق به ۴۵–۵۵ درصد می‌رسد.
ایران به یکی از سه صادرکننده بزرگ هیدروژن سبز جهان تبدیل می‌شود (صادرات سالانه ۵ تا ۱۰ میلیون تن).
جایگاه جدید ژئوپلیتیکی به عنوان «هاب انرژی پاک خاورمیانه».     


پیشنهادهای سیاستی عملیاتی و زمان‌بندی‌شده        
1. تشکیل «صندوق ملی گذار انرژی» تا پایان سال ۱۴۰۴ با قانون مجلس؛ منابع اولیه: حداقل ۲۵ درصد درآمدهای نفتی باقی‌مانده + انتشار اوراق سبز داخلی و بین‌المللی از طریق بورس انرژی ایران.
2. اصلاح یارانه‌های انرژی در چهار تا پنج فاز پنج‌ساله (۱۴۰۵–۱۴۲۵) همراه با پرداخت نقدی جبرانی به پنج دهک پایین و بیمه اجتماعی گسترده.
3. هدف‌گذاری قانونی و الزام‌آور نصب حداقل 50000مگاوات ظرفیت تجدیدپذیر تا سال ۱۴۱۵ (معادل میانگین ۴۵۰۰ مگاوات در سال).
4. ایجاد بازار داخلی کربن(یا به طور عام تر آلاینده ها) تا پایان سال 1405 در بورس انرژی ایران و اتصال تدریجی به سیستم‌های منطقه‌ای و اروپایی.
5. برنامه ملی گذار عادلانه (Just Transition) برای حداقل ۱۵۰ هزار نیروی شاغل در بخش بالادستی نفت و گاز با بودجه سالانه ۵۰۰ میلیون دلار برای آموزش مجدد و حمایت از مناطق نفت‌خیز.
6. دیپلماسی فعال هیدروژن سبز با آلمان، ژاپن، کره جنوبی، عمان و هند از سال ۱۴۰۵ و امضای حداقل ۵ قرارداد بزرگ صادرات تا سال ۱۴۱۰.
7. الزام بومی ‌سازی حداقل ۶۰ درصد زنجیره ارزش تجدیدپذیر (پنل، اینورتر، توربین) تا سال ۱۴۱۰ برای ایجاد اشتغال و کاهش وابستگی ارزی.
نتیجه‌گیری
گذار انرژی دیگر یک انتخاب نیست؛ یک جبر تاریخی و ژئوپلیتیکی است. هر سال تأخیر، هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی را به صورت تصاعدی افزایش می‌دهد. ایران هنوز فرصت دارد که از یک صادرکننده صرف نفت خام به هاب انرژی پاک منطقه و یکی از بازیگران اصلی بازار جهانی هیدروژن سبز تبدیل شود. کلید موفقیت در سه کلمه خلاصه می‌شود: اراده سیاسی، اصلاح ساختاری، و مدیریت هوشمند تحول.