١٤٠٥/٠٥/١٧ ٥:٥٩ ب ظ
کد خبر : ١١٤٢٤٨
دبیر سندیکای صنعت برق در گفتگو با ماهنامه دنیای انرژی تاکید کرد:
دولت، برق را با تغییر پارادایم ذهنی خود، کالایی اساسی بداند
انرژی خورشیدی خیلی راهکار رفع ناترازی نیست.
صنعت برق با چالش هایی اعم از ناترازی، سرمایه گذاری، بهینه سازی، افزایش مصرف و عدم مدیریت آن و ... مواجه است که یکی از قالب ها و ساختارهایی که برای برق در نظر گرفته نشده است نگاه انرژی است که می تواند قابل دسترس نباشد. همگان تصور می کنند که برق همیشه بوده و هست و نمی توان به عدم طولانی مدت آن فکر کرد یا نگران بود. البته چندسالی است که با قطعی های برق این اندیشه آغاز شده است اما همین که دولت برق خانگی را حفظ کرده و خاموشی های اندکی می دهد این خیلی بر افزایش مصرف تاثیری نگذاشته است و آمارها نیز از کاهش مصرف برق خبر قابل توجهی را ارائه نداده اند. از این رو کارشناسان معتقدند باید برق را به عنوان کالایی اساسی در نظر بگیریم که ممکن است روزی باشد وروزی نباشد. اگر به عنوان کالا به آن نظری داشته باشیم به موضوعات عرضه وتقاضای و اقتصاد آن بیشتر توجه می کنیم. مهدی مسائلی دبیر سندیکای صنعت برق از جمله افرادی است که تاکید دارد باید برق را کالایی اساسی ببینیم و ساختارها و راهبردهایی را بر این منوال بگذاریم. این موضوع بهانه ای شد تا ماهنامه دنیای انرژی موضوعاتی را در خصوص صنعت برق و چالش های پیش روی این صنعت با او در میان بگذارد.

مریم میخانک بابایی
 
در حال حاضر وضعیت صنعت برق با توجه به چالش‌های موجود و رسیدن به زمان پیک مصرف برق، در چه وضعیتی قرار دارد؟
وضعیت صنعت برق در حال حاضر ( 28 خرداد 1405) مشکل خاصی به لحاظ خاموشی ها در بخش خانگی و صنعتی ندارد به جز اینکه در بخش کشاورزی روزانه 5 ساعت قطع برق دارند. این قطعی برق در بخش  کشاورزی بدان معناست که صنعت برق در حال تامین برق در بخش‌های دیگر است. سهم مصرف برق در بخش کشاورزی کشورمان حدود 13 تا 14 درصد است و در بخش خانگی حدود 35 درصد و در صنعت اگر برق به طور کامل به صنعت برسد حدود40 درصد است. پس زمانی که برق کشاورزی را قطع می‌کنیم قاعدتا به نظر می‌آید ما لازم است که به صنعت کمک کنیم و به نظر می‌رسد بین بخش کشاورزی  وصنعت، اولویت را به صنعت داده ایم و با توجه به اینکه هوا در حال گرم شدن است و 35 هزار مگاوات وسائل برودتی در مدار خواهند آمد، از سویی دیگر با توجه به اینکه سهم کل مشترکین مسکونی کشور حدود 82 درصد است، لذا این وسائل برودتی افزایش مصرف برق در بخش خانگی را خواهد داشت. بدین ترتیب در انتخاب بین اولویت تخصیص برق خانگی و صنعت اگر بنابه انتخاب باشیم، صنعت را انتخاب کرده ایم و انتظار هم این است. البته مشکل حال حاضر تامین سوخت است که لازم است به آن توجه شود. اما همه مواردی را که گفتم فرضیاتی است که اگر صنایع دوران بازسازی‌شان تمام شود و تمام برق مورد نیاز را بتواند دریافت کند و موضوع خاموشی نداشته باشند، با توجه به ناترازی که وجود دارد به نظر امسال در بخش خانگی با محدودیت برق نسبت به سال قبل مواجه خواهیم بود و انتخاب را به صنعت می دهیم نه بخش خانگی.
 این استدلالی که می‌گویید که در تابستان امسال، اولویت تخصیص برق به صنایع خواهد بود نه خانگی، فرضی مغایر با نظر دولت به نظر می‌رسد، زیرا دولت بارها اعلام کرده است اولویت او با بخش خانگی است. در این حوزه چه تحلیلی دارید؟
این استدلال من است و شاید نظر دولت نظر دیگری باشد. معتقدم که اگر قرار است بی برقی در تابستان داشته باشیم بهتر است امسال به خانه‌ها خاموشی بدهیم تا صنایع. چون اقتصاد خانوار درگیر شغل و کسب و کار است و اگر صنایع برق نداشته باشد که اقتصاد در وضعیت بحرانی تری قرار می‌گیرد. در نتیجه کار به جایی می‌رسد که خانوار آن پول برقی که مصرف می‌کند را نمی‌تواند تامین کند. پس به نظرم امسال با توجه به دیدگاهی که دولت پیش گرفته است از اوایل خرداد در بخش کشاورزی روزی 5 ساعت برق چاه‌های کشاورزهای و کنتورهای کشاورزی بی برق می‌شوند. یعنی انتخاب بین خانه، صنعت و کشاورزی، خانه و صنعت فعلا انتخاب شده است و به اعتقاد بنده در ادامه اگر بناست بین خانه و صنعت یکی را انتخاب کنیم صنعت در اولویت است.
قطع برق کشاورزی مشکل امنیت غذایی ایجاد نمی‌کند؟
خیر. چون برق کشاورزی تقریبا از 10 صبح تا 3 بعداز ظهر است و بخش کشاورزی تقریبا 19 ساعت دیگر دارد که فعالیت کند. پس هم می‌تواند از زمان صبح اول وقت و یا از زمان خُنکای عصر بهره مند شود. لذا به نظر می‌آید انتخاب ساعت هوشمندانه‌ بوده است. البته این بدان معنا نیست که بخش کشاورزی ما بی بهره می‌شود چون معمولا این ساعت بین 10 تا 3 عصر ساعت آبیاری نیست و معمولا از این ساعت برای حفظ ظرفیت در بخش‌های دیگر استفاده شده است.
به نظر شما نگاه حاکمیتی به برق چگونه باید باشد تا ناترازی رفع شود و یا مدیریت انرژی برق تحقق یابد؟
انتظار بر این است که در سال 1405 و سال‌های آینده، دولت و مجموعه حاکمیت کشور نگاه‌شان را به برق در  رده کالاهای اساسی تنظیم کنند و اگر این اتفاق بیفتد با اطمینان می‌توان گفت موضوع برق دیگر به عنوان چالش روی نخواهد داد و ما دیگر با مشکلات بی برقی کمتر مواجه خواهیم شد. این استدلال را به دو دلیل عرض می‌کنم: یکی اینکه اقتصاد صنعت برق می‌تواند احیا شود و وقتی این احیا شد امکان تداوم انرژی برق در سیم‌های برق و به تبع داشتن آن در منازل و کلیه صنایع قابل احصا خواهد بود.
اگر این سناریو شما با توجه به رفتار دولت در سال‌های گذشته که رضایت مردم مهم تر است بشود و مثل سال‌های قبل به صنایع، در زمان پیک محدودیت بدهد چطور؟ آیا می‌توان گفت دولت مجددا سناریو تکراری و پیچیده‌ای را ترتیب می‌دهد؟
یکی از راهکارهایی که دولت چهاردهم روی آن خیلی مانور داد بحث استفاده از انرژی تجدیدپذیر است. اما آن چیزی که دولت از تجدیدپذیرها دنبال کرد انرژی خورشیدی است و این تنها می‌تواند مشکلات میان باری را صنایع را رفع کند اما امکان اینکه کل بار تامین شود نیست. چرا که در واقع، زمانی که خورشید برقرار باشد این کارایی وجود دارد، لذا مسئله انرژی خورشیدی پاسخگوی بخش برق ما در روز است و این امکان در شب‌ها مهیا نیست و معمولا اصناف تجاری به دلیل استفاده زیاد از برق لامپ‌ها در مراکز تجاری و پاساژها و یا میوه و خواربار فروشی‌ها در شب است و معتقدم به تعداد هر میوه، یک لامپ روشن است. پس شب‌ها بار قابل توجهی از مصرف برق داریم پس انرژی خورشیدی خیلی راهکار رفع ناترازی نیست و نیازمند تمهیدات دیگر مثل ذخیره‌سازی برق است که آن هم قیمت تمام شده بالایی دارد. ما در عرصه راهبرد انرژی‌های تجدیدپذیر خیلی از دنیا عقب هستیم وجای کار زیادی وجود دارد اما دل‌بستن کامل به اینکه صرفا با برق خورشیدی می‌توانیم مشکلات ناترازی برق را حل کنیم، اشتباه است.
ناترازی برق در سال گذشته 20 هزار مگاوات بود اما امسال صحبت از 25 تا 30هزار مگاوات است. از سویی دیگر، بخش انرژی کشور موضوع خسارت‌های جنگ را دارد که به برق پتروشیمی‌ها وشرکت‌های بزرگ آسیب وارد شد. حال ممکن است که تامین برق پتروشیمی‌ها هم به نیاز برق اضافه شود و دولت چاره‌ای جز تامین برق آن‌ها را ندارد. پس با این وجود می‌توانیم بگوییم ناترازی بیش از رقم‌های قابل پیش بینی خواهد بود؟
نیاز به برق بیشتر شده است اما با توجه به بارش‌ها، نیروگاه‌های آبی وارد مدار تامین برق می شوند. از طرفی دیگر بخشی از برق خورشیدی را هم داریم که 5 هزار مگاوات است و با این وجود انتظار داریم میزان ناترازی کاهش یابد. اما نکته‌ای که وجود دارد این است که اول به لحاظ استراتژیک ما خیلی مطمئن نیستیم سال آینده سال ترسالی باشد و لذا استفاده بی رویه از نیروگاه‌های آبی می‌تواند همان راهبرد اشتباه دولت سیزدهم باشد که تقریبا ما با یک بحران شدید بی آبی در کلان شهرها مواجه کرد. لذا حفظ منابع آبی با توجه به شرایط اقلیمی کشور بسیار مهم است و این اتفاقی که برای سدهای آبی ما افتاده بایستی با نگاه آب محور و حفظ آب به آن نگاه کنیم و کمتر از آن‌ها استفاده کنیم.  
اما با توجه به اینکه این صنایع انرژی‌بر هم آسیب‌هایی در جنگ دیده‌اند با فرض اینکه آن‌ها هم در مدار بیایند به نظر می‌رسد امسال وضع برق ما در نگاه کلان نباید بهتر از سال قبل باشد و به نظر همانند سال قبل است و راهبرد قابل دسترس و کوتاه مدتی هم چیزی جز صرفه جویی نداریم. یعنی دنبال گزینه‌های دیگر گشتن بیشتر تولید سراب می‌اید که برویم بهینه سازی کنیم و غیره همه اینها بحث‌های زمان بر است. راهی نیست که فقط در این برهه کوتاه، چراغ‌های اضافی را خاموش کنیم. پویش دمای 25 درجه را جدیدی‌تر بگیریم. به هر حال یک بخش را ما باید صرفه جویی کنیم و بخشی را هم ناگزیریم در بی برقی سپری کنیم تا این شرایط بوجود آمده را  بشود رفع و رجوع کرد.
نکته بسیار بسیار مهم دیگر این است که از نظر وضعیت اقتصادی ونقدینگی و ارزی در شرایط مناسبی قرار نداریم و اگر بخواهیم با نگاه ایده ال گرایانه برای عبور از این شرایط جلو برویم قطعا با مشکلات و ناترازی‌های 30 هزار مگاوات مواجه می‌شویم و رسیدن به این کسری این است که مجبوریم ساعات بیشتری از انرژی برق بی‌بهره شویم. این 30 هزار مگاوات قابل خلق نیست؛
نکته دیگر اینکه، یکی از راهبردهایی که در زمان جنگ اتفاق افتاد اما تداوم آن خیلی منطقی است تعطیلی مدارس و دانشگاه هاست. البته با موضوع تعطیلی و ایجاد نابسامانی آموزش کاری ندارم با اینکه موافق تعطیلی آموزش نیستم اما همین که مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل هستند این یعنی اینکه ما تعداد زیادی وسایل برودتی و لامپ‌های روشن را حذف کرده ایم. سفرهای داخل شهری حذف شده است و اینها موجباتی را فراهم می‌کند که بتوان مدیریت بهتری برای کمبود انرژی برق و  سوخت انجام داد که بر این اساس هوای پاک تری هم در دسترس باشد.
ببینید در دوران جنگ و پساجنگ ( 26 خرداد) هستیم و این دوران مشکلات خود را دارد، واقعیات اقتصادی متفاوتی دارد. آثار آن را می‌توانیم در رفاه مردم ببینیم. افزایش نقدینگی هم که تورم را افزایش داده است. اما صنعت برق با چالش‌های خود مواجه است مشکلات ارزی دارد و مشکلات مطالباتی است که دارد و سال‌ها نیز این مطالبات صنعت برق پابرجاست.
در حال حاضر میزان مطالبات صنعت برق چه قدر است؟
مطالبات صنعت برق طبق آخرین پرسش‌هایی که از توانیر داشته‌ایم بر اساس صورت‌های مالی آن‌ها در حدود 360 همت است که مجموعه صنعت برق بدهی دارد که از این میزان 110 همت به بخش خصوصی است که در واقع ترکیب تولید برق نیروگاه‌ها و انتقال و توزیع است که بیشتر حوزه پیمانکاران و سازندگان است. بخش دیگر حدود 200 همت بدهی به حوزه بانکی است. در مقابل 160 همت صنعت برق و یا دولت طلب دارد. بخشی مربوط به کسانی است که قبض برق برای آن‌ها صادر شده است از طرفی دیگر 250 همت بخش برق از دولت طلب دارد که درواقع ناشی از مابه التفاوت نرخ تکلیفی و بهای تمام شده است و 110 همت هم از صنایع و بخش خانگی است که قبض برق برای آن‌ها صادر شده و پرداخت نکردند. اینها عملا اقتصاد این صنعت را به شدت تضعیف کرده و اگر دولت به مثابه کالای اساسی و مثابه ستون اصلی و پنهان امنیت کشور به برق نگاه نکند قطع به یقین این توان مثال زدنی صنعت برق چه به لحاظ فنی و چه به لحاظ تجهیزاتی تضعیف خواهد شد و ما به سمت وابستگی واردات برق از خارج حرکت می‌کنیم. اینکه تاکیدم بر این اصل است که دولت به برق به عنوان کالای اساسی توجه کند به آن دلیل است که پای کار بیاید و با تغییری در پارادایم ذهنی نسبت به صنعت برق اتخاذ کند. در واقع با نگاه به کالای اساسی بودن برق  به حفظ امنیت کشور، این انرژی تطبیقی را بیش از گذشته به عنوان کالای اساسی ببیند.  
پس تاکید شما این است که دولت باید به برق به عنوان کالای اساسی نگاه کند؟
صددرصد. اساسا کالای اساسی هم هست. بدون برق نانوایی‌ها نمی‌توانند کار کنند. حتی قصاب‌ها نمی‌توانند گوشت خود را نگه دارند. مرغ داری‌ها نمی‌توانند کار کنند. اگر از یک دامدار بپرسید که بین تامین علوفه و تامین برق کدام را در اولویت انتخاب می داند، قطعا می‌گوید برق. در گاوداری ها اگر علوفه نباشد امید به نگه داری گاو وجود دارد اما همین که در گاوداری در قسمت دوشیدن شیرها برق قطع شود تمام گاوها مریض می‌شوند. یعنی این قدر مسئله برق مهم است که اگر این پاردایم ذهنی که برق کالایی اساسی است در نگاه حاکمیت تغییر نکند قطع به یقین مسئله برق با قطعی و محدودیت‌های بیشتر در سال های پیش رو مواجه می‌شود و موضوعات و حوزه‌های دیگر را زیر سوال می‌برد.
در ابتدا توضیحی درمورد کمبود سوخت دادید، در این مورد بیشتر توضیح دهید.
با توجه به آسیب‌هایی که از جنگ به منطقه عسلویه وارد آمده است ما با کسری گاز مواجه هستیم و نیروگاه‌ها میزان گازی که باید دریافت کنند بسیار کم است و مسئله آلودگی هوا را هم در پیش داریم. این میزان گاز تحویلی به نیروگاه‌ها به نسبت سال گذشته در همین تاریخ کاهش پیدا کرده واین تداوم به گونه ایی است که شاید مسئله برق در زمستان امسال بغرنج‌تر از مسئله برق در تابستان باشد. آن هم به دو دلیل است. دلیل اول کسری سوخت است ودلیل دوم اگر به اقتصاد برق توجه نشود قاعدتا این روند، روندی کندتری خواهد داشت تا به توقف برسد. لذا مسئله زمستان امسال از تابستان به نظر می‌آید تراژدی‌تر باشد.
البته سوخت دوم که گازوئیل و مازوت است وجود دارد اما این سوخت‌ ها برای نیروگاه‌ها اولا مضر است چون سوخت‌های باکیفیتی نیست و دوم اینکه برای محیط زیست ما مناسب نیست.
توضیحی در مورد پیمانکاران بدهید که قراردادهای آن‌ها مدت‌ها و سال‌ها مشکل دار بوده است و هنوز رفع و رجوع نشده است؟ در مورد کسب و کارهای حوزه برق هم توضیح دهید.
کسب و کارها در رکود مثال زدنی به سر می‌برند و علت این است که در واقع برای بازگشت سرمایه‌ها امیدی وجود ندارد. از طرفی تامین ارز هم در هاله‌ای از ابهام است و ما در مورد صنعت برق صددرصد وابستگی ارزی داریم و هم در ماشین آلات و هم در بخش مواد اولیه و هم در بعضی از کالاهای استراتژیک که وابستگی ارزی وجود دارد و وبا توجه به اینها، وضعیت کسب و کار متوقف است و مطالباتی هم از طرف بخش دولتی پرداخت نشده است و به همین دلیل گفتم که وضعیت کسب و کار خیلی خوب نیست. امیدوار هستیم نگاه ویژه‌ای به این قشر از جامعه شود. یادمان باشد اوایل انقلاب، وابستگی در حوزه پیمانکاری و مهندسین مشاور به خارج از کشور وجود داشت اما الان پیمانکارانی داریم که امکان صادرات خدمات فنی و مهندسی را برای ما پدید آورده‌اند. از خدمات آن‌ها در خارج کشور استفاده می‌شود. صنعت برق این قدر اهمیت دارد که اگر به آن توجه ویژه نشود بسیاری از داشته‌های کشورمان را از دست می‌دهیم. لذا امیدوارم رویکردهایمان را اصلاح کنیم و بدانیم بدون برق جریان زندگی قطع می‌شود. برق به مثابه اکسیژن برای بدن، نقش اکسیژن را برای صنعت بازی می‌کند.  بدون برق نمی‌توانیم کاری کنیم و برقی که پایدار نباشد برای صنعت مضر است. برای خانه هم مضر است. نوسانات برق اصلا چیز خوبی نیست. پس برای پایداری صنعت برق لازم است که نگاه‌ها به این صنعت اصلاح شود.
    
 
 
برچسب ها
چاپ خبر چاپ خبر
ارسال به دیگران ارسال به دیگران
نظرات
نام و نام خانوادگی :
ایمیل :
نظر :