موضوع بازچرخانی آب در کشور به یکی از تصمیم سازیهای جدیدی بدل شده است و یکی از دلایل اصلی آن نبود منابع کافی آب است که آغازگر آن نیز در صنایع کشور بوده است. برخی صنایع به دلیل آببر بودن و نیاز به احجام بالای مصرف آب از یک سو و هزینههای مترتب بر آن از سوی دیگر، به سمت استفاده از بازچرخانی آب روی آوردند که در عمل منافع بسیار زیادی را برای آنها در پی داشته است و این امر منجر بر این شد تا اقدام به احداث تصفیه خانه نیز کردهاند تا از این طریق کمبود آب در تولیدات خود را به کلی رفع کنند. اما این اقدام در کشورمان همچنان در برخی صنایع متعدد قابل انجام بوده که نیاز است در بیشتر صنایع نیز تسری و توسعه یابد. از سویی دیگر در بخش کشاورزی و آبیاریهای شهری و غیره نیز توسعه این بخش محسوس است و نیازمند عزمی جدی در جهت توسعه آن وجود دارد.
در رابطه با این موضوع، مجله دنیای انرژی گفتگویی را با دکتر کریم قاسمی پناه، مشاور، مدرس و وکارشناس بخش آب و محیط زیست انجام داده است و او در این گفتگو راههای توسعه بازچرخانی آب را تشریح کرده است.
مریم میخانک بابایی
برای شروع و ورود به موضوع، ابتدا توضیحاتی در مورد اهمیت و دلایل بروز بازچرخانی آب ارائه دهید.
به طور کلی جهان به جایی رسیده است که آلودگیهایی به دلیل صنعتی شدن و تمرکز بر تولیدات بیشتر پدید آمده است و این افزایش آلودگیها دلیلی شدهاند تا بیشتر کشورهای پیشرفته دنیا به این نتیجه برسند که نسبت به کاهش این آلایندگی اقدام کنند و یا سازوکاری برای آن فراهم کنند. این آلایندگی اثرات مخربی بر محیط زیست میگذارند و استفاده از سموم و یا کودهای شیمیایی حتی آسیبهایی به زیست و گونهای از جانواران بوجود آورده است که به نظر راهی برای کنترل آن وجود ندارد.
از سویی دیگر متخصصان محیط زیست نیز برای کنترل این موضوع در جهان "سه
R " را به عنوان اصول بنیادی و مدیریت پایدار ضایعات در جهان در نظر میگیرند که این سه به ترتیب اولویت اجرا عبارتند از
Reduce (کاهش مصرف)،
Reuse (استفاده مجدد) و
Recycling (بازچرخانی) است
اما گفته میشود که قبل از مفهوم انجام
Recycling یا بازچرخانی باید به مفاهیم و انجام
Reduce و
Reuse رسیده باشیم و سپس بازچرخانی را توسعه دهیم. البته این سه مورد مربوط به همه ابعاد کالاها و یا مصارف در زندگی است اما چون بحث ما آب است این سه مفهوم را در آب بررسی میکنیم. همانطور که همه میدانیم در همه جا نسبت به
Reduce یا صرفه جویی آب تبلیغ میشود در فرهنگ و حتی در دین ما هم کلا صرفه جویی آمده و به آن تاکید میشود و باید در مسیر کاهش مصرف قدم برداریم.
اما
Reuseیا دوباره مصرف کردن، آبی است که قابلیت استفاده مجدد دارد. یعنی باید آن آب را قبل از انتقال به فاضلاب، جمع آوری و استفاده مجدد کنیم. مثلا برای آب پس از شستشوی سبزیجات میتوان آن را جمع آوری و برای آبیاری باغچه و یا گلدانهای خانه به کار ببریم و یا اگر قابلیت جمع آوری شبکهای داشته باشد، برای "فِلشتانک" سرویسهای بهداشتی خانهها مورد استفاده قرار گیرد، (این راهکار به طور موثر در مجتمعهای مسکونی بزرگ قابلیت اجرا دارد). من دائم فکر میکنم که چرا این آب آشامیدنی ما با این هزینه تصفیه و با وجود کسری منابع آب، در فلش تانکهای سرویسهای بهداشتی استفاده میشود درحالیکه آن آب نیازی به کیفیت بالای در حد آشامیدنی ندارد. پس
Reuse میگوید آبهایی که چند بار قابلیت استفاده دارد و میتوان آن را برای مصارفی با کیفیت پایین تر هم به کار برد، مجددا استفاده شود. اما پس از اینکه آبها چند بار استفاده شدند و به مرحلهای رسیدند که دیگر نمیتوان آن را دوباره استفاده کرد در اینجا وارد بازچرخانی آب میشویم. البته استفاده مجدد در شرایطی است که بتوان ظرفیت جمع آوری و تفکیک آبهای مصرفی را داشته باشیم و این آبهای استفاده مجدد در شبکهای جمع آوری شوند که در کشور ما هنوز سازوکار آن فراهم نشده است و ما در کشور متاسفانه به یکباره به سمت بازچرخانی آب رفتهایم.
Recycling بازچرخانی در واقع به نوعی با مصرف انرژی در ارتباط است. بازچرخانی به صورت مستقیم صورت نمیگیرد باید ابتدا هزینه کنیم و یا سازوکاری برای آن فراهم کنیم یعنی اگر آب را صرفه جویی کردیم و یا آب را استفاده مجدد کردیم، سپس بازچرخانی را اجرایی میکنیم. در کشورمان همه آبهای مصرفی به یک شبکه فاضلاب متصل است و تعاریف عملیاتی برای استفاده مجدد نداریم و به سرعت به سراغ بازچرخانی رفتهایم تا بتوانیم از فرآیند تصفیه فاضلاب، استفاده و پس از تصفیه فاضلاب، از آن برای مصارف غیرآشامیدنی استفاده کنیم.
یکی از دلایل اهمیت بازچرخانی آب در کشور به دلیل بحث کمبود منابع آبی بوده است و به نظر اگر با کمبود منابع آبی مواجه نمیشدیم و آب فراوانی هم در دسترس داشتیم شاید سالهای سال به سراغ بازچرخانی و دوباره مصرف نمیرفتیم و اصلا ترجیح میدادیم حرفی هم از آن به میان نیاوریم. حالا به دلیل این کمبود منابع، حداقل به سراغ تحلیل مفهومی آن در کشور و پیاده سازی آن رفتیم اما با توجه به تحلیل شما که باید قبل از بازچرخانی آن دوR را انجام داده باشیم و سپس به سمت بازچرخانی برویم و ما که همچنان در آن دو مرحله ضعیف عمل کردیم، آیا میتوانیم بگوییم که مسیر بازچرخانی آب را درست طی نمیکنیم؟ سوال دیگر اینکه تصویری از بازچرخانی آب در ایران برای ما ارائه دهید.
اینکه شما گفتید شاید "اگر کمبود آب نبود اصلا وارد بحث بازچرخانی نمیشدیم"، کاملا درست است؛ اما مشخصا هزینه و بهای غیرواقعی آب در ایران است که باعث شده است ما با تاخیر به سمت سیاستگذاری بازچرخانی برویم.
بخش آب مصرفی ما در خانگی، صنعتی، کشاورزی و خدماتی و غیره است. در این بخشها قیمت و میزان تخصیص آب واقعی و علمی نیست و در این صورت به طور طبیعی افراد توجه کمتری به میزان مصرف آب میکنند؛ یعنی وقتی میبینند آخر ماه قبضها هزینه چندانی برای آنها ندارد در این صورت حیاط خود را با آب آشامیدنی شستشو و باغچه را آبیاری میکنند و باغچهها را از آب سریز میکنند و آب بسیار زیادی هدر میرود. پس تا وقتی قیمت آب واقعی نشود و یا به واقعیت نزدیک نشود این فکر بازچرخانی نه در بخش خانگی و نه در بخش صنعتی و کشاورزی توسعه نمییابد. اینکه در حال حاضر تعدادی از شرکتها به سمت پروژههای استفاده از پساب و آب تصفیه شده فاضلابی رفتهاند به دلیل نیاز به آب بیشتر و افزایش هزینههای مصرفی آب آنها بوده است. مثلا پالایشگاه نفت تهران از پساب تصفیه خانه جنوب تهران بهره میبرد چون نیازمند آب زیادی است و منابع آبی هم محدود است. پس به این فکر افتادهاند تا به دنبال منابع جدید بروند. یا در خیلی از بخشهای کشاورزی مثل کرمان و جنوب کشور ارزیابی کردهاند که اگر بخواهند محصولی تولید کنند میتوانند آب با کیفیت و شیرین را از تصفیه خانههای فاضلاب تامین کنند که هزینه تصفیه پساب و تامین آب شیرین از این منابع برای آنها کمتر از ایجاد واحدهای نمکزدایی از آبهای شور است. پس مسئله اول واقعی شدن هزینه تامین آب است که توسعه بازچرخانی را سرعت میبخشد.
پس به دلیل کمبود منابع آب موجود و بالابودن هزینه آب بها برای شرکتهای صنعتی استفاده از پساب برای کاهش هزینه و تامین آب مورد نیازضروری است. برای این موضوع راههای توسعه بازچرخانی برای این نوع از شرکتها چیست و اینکه ما در حال حاضر در چه رتبه بازچرخانی و استفاده از پساب قرار داریم؟
همیشه چندعامل میتواند شرکتها را به استفاده از تصفیه پساب و بازچرخانی سوق دهد و یا تصمیم گیران را به توسعه بازچرخانی هدایت کند و یکی از آنها و مهم ترین آن قیمت است. اگر قیمت آب واقعی نشود و آب ارزان به دست مصرف کننده برسد غیر ممکن است که شرکتها و یا صنعت خاص حتی به سمت بازچرخانی یا استفاده مجدد برود. دلیل آن است که هدف صنعت، کشاورزی و کلا تولید، کسب سود بیشتر است.
دوم اینکه قوانین محیط زیستی ما زمینه توسعه بازچرخانی است. بازچرخانی از جنبههای قوانین و سختگیرهای محیط زیستی هم میتواند بیشتر خود را نشان دهد واجرایی شود. مثلا اجرای پروژهها در مناطقی بودهاند که مشکل تامین آب نداشتند و میتوانستند آب ارزان به دست آورند و به سراغ پساب نروند اما قوانین حفظ محیط زیست، آنها را مجبور کرده است که از پساب استفاده کنند و از منابع طبیعی استفاده نکنند و آنها به سمت پساب رفته و تصفیه خانه دارند و تا حدود 80 درصد آب مورد نیاز صنعتشان را تولید کردهاند. پس در استفاده از بازچرخانی دو علت را مطرح کردیم: یکی هزینه بالای استفاده از منابع آب طبیعی و دوم قوانین و الزامات زیست محیطی که از عوامل توسعه آن است. اما یک عامل سومی هم مطرح است و آن مقدار آب تخصیص داده شده به شرکت هاست. مثلا به صنعتی گفته میشود تا یک میزان مشخصی آب به آنها اختصاص مییابد و آن شرکت برای توسعه نیاز به تامین منابع جدید دارد پس به توسعه بازچرخانی آب و یا پساب میرود که این سه مورد در حال حاضر در کشور ما قابلیت اجرا دارد.
در بخش خانگی چگونه بازچرخانی آب دیده میشود؟
مردم چندسالی است که در شهرها شاهد اجرای عملیات توسعه شبکههای فاضلاب هستند که اگر بخواهیم بازچرخانی کنیم باید کل پسابهای شبکه خانگی وارد شبکه اصلی شود و سپس بتوانیم با جمع آوری آنها تا تصفیه خانه عملیات تصفیه را انجام دهیم و خروجی آن به میزان بسیار زیاد برای صنعت و یا اینکه برای کشاورزی، آبیاری فضای سبز شهرها و پارکها و خدمات استفاده شود. بسیاری از زمینهای کشاورزی الان خریدار پساب خروجی تصفیه خانههای پساب شهری و صنعتی شدهاند که بتوانند در بخش کشاورزی استفاده کنند یعنی مسیری است که در حال حاضر در حال رشد است.
این رشد چگونه است؟ قوانین و مقررات تا چه اندازه نسبت به انجام آن تاکید دارد؟
در ماده 39 قانون برنامه هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران آمده است که" آب مورد نیاز صنایع آب بر بجز صنایع غذایی، بهداشتی و آشامیدنی از آب نامتعارف (از جمله پساب و آب دریا) تأمین میشود" همچنین در ماده 40 این قانون گفته شده که " وزارت نیرو مجاز است از طریق بخش خصوصی تا پایان اجرای برنامه، تمهیدات لازم جهت تأمین، طراحی و ساخت حداقل هشتاد درصد از آب شیرین کنهای مورد نیاز استانهای واقع در سواحل خلیج فارس و دریای عمان و دریای خزر را از طریق خرید تضمینی آب شیرین شده و نیز مدیریت هوشمند و تجمیع خرید آب شیرین کنها از طریق انتقال فناوری به داخل از جمله توسط جهاد دانشگاهی، دانشگاهها، مراکز پژوهشی و شرکتهای دانش بنیان و بخش خصوصی به انجام برساند" .
همانطور که مشخص است آبهای نامتعارف مثل پسابها در قانون مورد توجه قرار گرفته و نقش مراکز پژوهشی و دانش بنیان و خصوصی در این مورد پر رنگ شده است. .حمایت دولت از طریق انتقال فناوری به داخل است؛ در نتیجه وقتی منابع آب محدود است با بازچرخانی میتوانیم منابع جدید آبی ایجاد کنیم. همچنین وقتی منابع محدود داریم این نمکزدایی آب دریا به کسری منابع آبی کمک میکند.
آیا مفهوم بازچرخانی آب یعنی باید از همه منابع پساب استفاده کرد و همه منابع را به چرخه برگردانیم؟
خیر، بازچرخانی آب بدان معنا نیست که تا قطره آخر آبی که در شبکه فاضلاب میآید را کامل تصفیه کنیم و مجدد به بخش صنعت و کشاورزی و خانگی ببریم. ما باید برای شارژ مجدد منابع زیرزمینی بخشی از آن را به زمین برگردانیم. در غیر این صورت تعادل آب را برهم میزنیم. این یک اصل علمی پذیرفته شده است و باید سازوکارش را فراهم کنیم. ما نباید همه منابع آبی متعارف و یا غیر متعارف را مصرف کنیم و بخشی به زمین تعلق دارد و باید اجازه دهیم این چرخه تکرار شود و گاهی این موضوع هم فراموش میشود، که یکی از خطرناکترین تبعات آن فرونشست زمین در نقاط مختلف ایران است.
به طور کلی ما در ایران متولی واحد و مستقل آب نداریم. تصمیم گیران و سیاستگذاران متعددی در حوزه آب داریم. وزارت نیرو به عنوان برنامه ریز در سطح کلان است از سویی دیگر وزارت بهداشت ودرمان برای حوزه بهداشتی و سلامت آب مصرفی است و سازمان محیط زیست از بُعد آلایندگی به آب توجه میکند و خیلی به موضوع شارژ مجدد توجهی نمیشود که به نظر در ابتدا توجه به موضوع بازچرخانی و استفاده مجدد باید این موضوع را در برنامه ریزیهای محیط زیست پایدار مدنظر قرار دهیم.
تکنولوژی یکی از موضوعات توسعه بازچرخانی آب در دنیاست. حال تصور کنیم که ما برنامه ریزی درستی برای بازچرخانی کردهایم و در حال توسعه این عرصه هم هستیم .اما در این عرصه نیازمند شرکتهای متولی و توانمند داخلی هستیم که مشتاقانه این کار را دنبال کنند و به آن سرعت ببخشند. در این حوزه توضیح دهید که تا چه توانستیم در این بخش موفق شویم و آیا شرکتهای داخلی، زمینهای برای سرمایه گذاری و تسریع در اجرای بازچرخانی آب در کشور دارند؟
بخشی از موضوع نمکزدایی حضور شرکتهای توانمند در تامین تجهیزات آن است. نمکزدایی از آب به روشهای حرارتی یا غِشایی است که هر دو نیازمند یک سری تجهیزات با متریال و مواد خاصی است که مقاوم در برابر شوری بسیار بالا باشند. قبل ترها بیشتر تجهیزات نمکزدایی وارداتی بودند اما این روزها قدم پیش گذاشتیم و شرکتهای داخلی هستند که در حوزه نمکزدایی وارد شدند و این نشان میدهد که ما به سمت داخلی سازی رفتیم و یا در حوزه طراحی و ساخت تصفیه خانهها پیمانکاران داخلی و سازندگان داخلی داریم که البته رشد این بخش بستگی به تولید کالاهای کیفی اعم از پمپها و غیره دارد. پیمانکاران به دنبال برندی میروند که در پروسه انجام کار جواب بدهد نه اینکه پس از مدتی از کار بیفتد و گاهی پیمانکار مجبور میشود به سراغ کالای مشابه خارجی برود و تمایلی برای کالای داخلی نداشته باشد. اما به تجربه شرکتهای داخلی را دیدهام که تامین کننده کالا به پیمانکاران بودند و برای اطمینان پیمانکار ضمانت یا گارانتی استفاده هم دادند که مثلا اگر یک سال استفاده کردید و مشکلی داشت قابلیت برگشت دارد و این نشان میدهد که قدمهایی برای کیفی سازی برداشته شده است و با وجود این گارانتیها پیمانکاران ترغیب شدهاند از تجهیزات داخلی استفاده کنند. قبل ترها تمایلی برای خرید از داخل نبود اما الان بیشتر شده است و این نشان از کیفی سازی داخلی است.
اما اگر قرار است توسعهای در این بخش شکل بگیرد، دو موضوع را باید مدنظر داشته باشیم که شرکتهای سازنده باید رعایت کنند؛ یکی کیفی سازی و دیگری قیمت محصول نهایی است که باید کمتر از مشابه خارجی باشد. یعنی کیفیت باید حداقل نزدیک به مشابه خارجی باشد و اینکه از نظر قیمت اگر بیشتر از مشابه خارجی باشد، پیمانکاران از محصولات و تجهیزات خارجی استفاده میکنند نه داخلی. پس اگر این مورد رعایت نشود حمایتها هم تاثیری نخواهد داشت. پس اگر سازندگان داخلی روی این کار سرمایه گذاری کنند که محصولی با کیفیت و قیمت مناسب تولید کنند این همکاری دو طرفه خواهد بود و محصولات داخلی خریدار داخلی هم خواهد داشت.
اگر شرکتهایی داشته باشیم که بتوانند تجهیزات با کیفیتی تولید کنند، این میتواند رقابت سازنده ایجاد کند؟
همین طور است. ( ماده 40) که در قانون برنامه هفتم توسعه عنوان میشود که "وزارت نیرو مجاز است از طریق بخش خصوصی تا پایان اجرای برنامه، تمهیدات لازم جهت تأمین، طراحی و ساخت حداقل 80 درصد از آب شیرینکنهای مورد نیاز استانهای واقع در سواحل خلیج فارس و دریای عمان و دریای خزر را از طریق خرید تضمینی آب شیرین شده و نیز مدیریت هوشمند و تجمیع خرید آب شیرین کنها از طریق انتقال فناوری به داخل از جمله توسط جهاد دانشگاهی، دانشگاهها، مراکز پژوهشی و شرکتهای دانش بنیان و بخش خصوصی به انجام برساند" نشان میدهد این موضوع هم در قانون دیده شده است و هم حمایت دولت را دارد. در واقع این موضوع کمک میکند تا هم پیمانکاران مهندسی و ساخت تصفیه خانهها و هم سازندگان تجهیزات با مشاهده این نوع قوانین و الزامات نگاهی هم به محصولات داخلی داشته باشند و این رقابت سازنده ایجاد میکند و به کیفی سازی و ارتقا محصولات داخلی میشود.
در جمع بندی این گفتگو، راههای توسعه بازچرخانی را بگویید.
اول باید بازچرخانی را به عنوان یکی از سه بخش توسعه پایدار محیط زیست در بخش آب بدانیم. اما اگر بازچرخانی را که فقط متمرکز روی خود بازچرخانی است ببینیم این جوابگو مفهوم اصلی بازچرخانی نیست. بازچرخانی باید در بحث مدیریت توسعه پایدار محیط زیست و مدیریت ضایعات دیده شود اینکه چه بخشی از آن پساب را باید بازچرخانی کنیم که چه بخشی به منابع آب زیرزمینی برگردد تا تعادل آب برقرار شود.
همانطور که گفته شد ما متولیان آب متعددی داریم که اگر نمیتوانیم یک متولی داشته باشیم حداقل بیاییم هماهنگی واحدی بین متولیان آب برای توسعه بازچرخانی ترتیب دهیم. یا مدیریتی باشد که بتواند این سه بخش را در کلان در نظر بگیرد نه اینکه فقط متمرکز شویم و فقط نمکزدایی داشته باشیم. نمکزدایی در چارچوب آب کشور یک سهمی دارد. بخش بازچرخانی و استفاده مجدد سهم جداگانهای دارد. اینها باید متعادل و همسو پیش برود. با این دیدگاه باید وظایف هر بخشی مشخص شود، اینکه وزارت نیرو در تخصیص آب این موضوع را در نظر بگیرد که تخصیص آب به چه صنایعی تعلق گیرد. و در صورت نیاز آن صنعت به توسه بیشتر این تمایل شرکتها را به بازچرخانی سوق داده شوند. مثلا در صنایع فولاد باید این مسئله بازچرخانی از الزامات آنها باشد زیرا به آب بیشتری نیاز دارند و اگر هزینه تامین آب شیرین واقعی باشد آنگاه ترغیب میشوند که با تصفیه پساب این کار را انجام دهند. پس باید این موضوع در مسائل کلان دیده شود. تخصیص آب در هر بخش صنعت به صورت سالانه و به تدریج کاهش یابد تا آنها ملزم شوند خود از پساب موجود استفاده کنند و این گونه است که شاهد رشد بازچرخانی در کشور میشویم.
پس جای این شیوه در مدیریت کلان و در تصمیم سازیها خالی است. باید در نقشه جامع آب دیده شود. مثلا در زمان اعطای مجوزهای احداث جدید به این مسیر برویم که بر اساس اصول توسعه پایدار باشد. اگر صنایعی آب بر است اولا نزدیک به دریا باشد و نیاز به اب را با نمکزدایی و بازچرخانی به کار گیرد. از منابع آب شیرین مثل چاهها و یا رودخانهها استفاده نشود چون این منابع محدود است. از سویی دیگر حمایتهای قانونی و توسعه تجهیزات بازچرخانی را بیش از گذشته بها دهیم. البته این یکپارچه شدن زمان بر است اما اگر هدف توسعه باشد میتوان انتظار داشت که این رشد به صورت سالانه تحقق یابد.