تمام نگاهها متوجه سال ۲۰۲۶ و خصوصا سه ماهه اول سال است که معمولا تقاضای جهانی نفت پایین تر از متوسط سال است. بازار نفت با این روند، کم و بیش آشناست، اما نگرانی از بخشی خود را نشان میدهد که علایمی از رشد عرضه جهانی نفت خود را آشکار میکند. اوپک پلاس یعنی اوپک و متحدان، از سال ۲۰۲۰ که با همه گیری کرونا و کاهش فعالیتهای اقتصادی، خصوصا در چین، نزدیک به ۱۰ میلیون بشکه در روز از تقاضای جهانی نفت را از دست دادند و در اقدامی سلحشورانه دست به کاهش عرضه جهانی نفت زد. این اقدام جمعی تولید کنندگان عمده اوپک و غیر اوپک، قیمت جهانی نفت را از اعداد بسیار پایین و در مواردی حتی تک رقمی، به ثبات نسبی بازگرداند. برخلاف دیدگاههای رایج، سازمان اوپک برای نفت، قیمت مطلوب یا مورد نظری را تعیین نمیکند. نقش اوپک و حالا اوپک پلاس تنظیم عرضه با تقاضای نفت است. قیمت در بازار جهانی تعیین میشود. اما آنچه امروز مورد توافق بازیگران اصلی بازار است، توافق نانوشته بر روی کف قیمت ۶۰ دلار در بشکه برای نفت خام دبلیوتیای(WTI) است. بازار جهانی نفت، در اصول بر پایه عرضه و تقاضای جهانی نفت، رفتار میکند. عرضه و تقاضای نفت عناصر ساختاری بازار را تفسیر میکنند؛ لیکن در موارد زیادی، عوامل فراساختاری، بازار را تحت تاثیر قرار میدهند.
تحول در عرضه جهانی: اوپک و متحدان و نفت خامهای غیر متعارف، شیل
در طرف عرضه، دو قطب قدرتمند عرضه نفت یعنی اوپک(پلاس) و امریکا(نفت شیل) قرار دارند. سهم تولید جمعی اوپک پلاس در عرضه بازار جهانی در سال ۲۰۲۴ معادل ۵۰ درصد بود. برای ۲۰۲۵ بر اساس تخمین دبیرخانه اوپک در وین، به ۴۶ درصد کاهش پیدا کرده که متعاقبا در مورد آن صحبت خواهم کرد. سهم آمریکا، از بازار جانی نفت، از نزدیک ۱۰ درصد در ۲۰۱۸ به ۲۵ درصد در نیمه اول ۲۰۲۵ رسیده است. البته تولید کنندگان، خارج از این دو قطب هم در حال ظهور هستند. برزیل و گویان از آن جمله هستند که هنوز اطلاعات دقیقی از پتانسیل و تاب آوری تولید و عرضه آنان در دسترس نیست.
در سمت تولید و عرضه نفت خام، نگاهها عمدتا معطوف به افزایش بهره وری است. در خاورمیانه، عربستان سعودی به عنوان تولید کننده اصلی، محدوده ظرفیت سازی خود را در سطح ۱۲ میلیون بشکه در روز، قرار داده است و برنامهای برای افزایش ظرفیت تولید در دست ندارد. در میان کشورهای منطقه خلیج فارس، عراق و امارات متحده عربی و جمهوری اسلامی ایران برنامههای افزایش ظرفیت تولید دارند. در میان این سه کشور، امارات متحده عربی، هم اکنون تقریبا نزدیک به ظرفیت تولید برنامه ریزی شده در سطح ۵ میلیون بشکه قرار دارد، اما به دلیل نظام سهمیه بندی اوپک با فاصله و در حد سهمیه ۲۰۱۹ تولید میکند. در ارتباط با عراق، گزارشات مختلفی است. هدف ظرفیت تولید عراق ۸ میلیون بشکه در روز است، اما منابع بین المللی نظرات و تخمینهای مختلفی را ارایه میدهند. ایران به برنامههای افزایش ظرفیت خود ادامه داده است، لیکن تحریمها موجب کندی برنامههای ظرفیت سازی میشوند.
امریکا تا سال ۲۰۱۸، وارد کننده خالص نفت بود. رشد پر شتاب نفت خام شیل از اوایل ۲۰۱۰، این کشور را به تدریج و در طول دو دهه، بی نیاز از واردات و سپس به یک صادرکننده عمده نفت تبدیل کرد. تولید نفت خام شیل و نفت خام متعارف امریکا در پایان سه ماهه سوم ۲۰۲۵ معادل ۱۳/۳۴ میلیون بشکه در روز بود که بالاترین رقم تولید نفت خام یک کشور در تاریخ ۱۵۰ ساله صنعت نفت جهان است. اما نکته حایز اهمیت، این است که تولید نفت خام شیل امریکا وارد روند نزولی شده است. بیشتر کارشناسان معتقدند که نفت خام شیل به پیک و تولید حداکثری خود رسیده است و احتمالا در سالهای ۲۰۲۶-۲۰۲۷ با ارقام پایین تر تولید شیل مواجه خواهیم بود. افزایش سریع تولید نفت امریکا که با حضور نفت شیل تحقق پیدا کرد، عصر تازهای از نفت-آگاهی را در امریکا شکل داد که شاید سیاستهای امروز امریکا در قبال کشورهای مختلف منبعث از قدرت نفتی-گازی جدید امریکاست. امریکا اینک دریافته که نفت و گاز برای دو تا سه دهه آتی، ابزار قدرت نمایی و اعما اقتدار جهانی است.
چالشهای سمت تقاضا
همانطور که مطرح گردید، در سمت عرضه معادلات بین المللی انرژی از شفافیت نسبی برخوردار است و آمار و ارقام با اندک وقفه زمانی رصد و منتشر میشوند. در طرف تقاضا، شفافیت کمتر است. وارد کنندگان نفت خام، با آن چه میکنند و پیش بینی تقاضای جهانی نفت، توسط موسسات مختلف، بر پایه فروض متفاوت و با انگیزههای جهت دار، بررسی و گزارش میشوند. دبیرخانه آژانس بین المللی انرژی در پاریس، میزان تقاضای جهانی نفت در ۲۰۲۵ را معادل 72/0 میلیون بشکه در روز برآورد کرده است. برآورد دبیرخانه اوپک در وین برای همین سال معادل ۱/۴۵ میلیون بشکه در روز است. براساس تخمینهای دبیرخانه اوپک سطح تقاضای جهانی نفت برای سال جاری معادل ۱۰۵/۱۴ میلیون بشکه در روز است.
در طول سالهای ۲۰۰۰ الی ۲۰۲۰ میلادی، چین موتور اصلی رشد تقاضای جهانی نفت بود. هنوز هم چین بزرگترین خریدار نفت خام دنیاست، اما حجم آن کاهش چشمگیری پیدا کرده است. نگرانی تولید کنندگان بزرگ نفت، برای زمانی است که موتور رشد مصرف چین خاموش شود.کشورهای منطقه آتلانتیک شمالی، در دو دهه اخیر از مصرف نفت خود کاستهاند. بدین معنا که رشد مصرف کاهش پیدا کرده است. نفت و گاز به عنوان منابع تامین انرژی، به سمت آسیا متمایل شدهاند. در حقیقت در این دهه سوم قرن بیست و یکم، آسیا و جنوب به بزرگترین تولید کنندگان و مصرف کنندگان نفت تبدیل شدهاند. رشد مصرف نفت خام در نیمکره غربی، از شتاب افتاده، اما مصارف پتروشیمیایی نفت، کماکان بالاست. بخشی از واردات نفت مصرف کنندگان عمده آسیایی یعنی چین و هندوستان هم برای تولید محصولات پتروشیمی با ارزش افزوده بالا به منظور صادرات و مصرف داخلی است.
در طول سه ماهه دوم ۲۰۲۵، چین معادل ۱۲/۱۴ میلیون بشکه روزانه واردات نفت خام داشت. این رقم برابر با ۳۸ درصد کل تولید اوپک بود. البته در سه ماهه سوم، سهم اوپک به سود روسیه، کاهش چشمگیری پیدا کرد.
نکته مهمی که تا حدی از نگاه تحلیگران بازار، دور مانده است، حجم بالای ذخیره سازی نفت خام توسط چین است. در پایان سه ماهه سوم سال جاری جمع ذخایر استراتژیک و ذخایر تجاری چین به رقم ۱/۲ میلیارد بشکه رسید. این بالاترین میزان ذخیره سازی در تاریخ بازار نفت جهان است. انگیزه چین از این حجم از ذخیره سازی هم قابل تعمق است. احتمالات ژیوپلیتیکی که همیشه برای چین حایز اهمیت بوده و برای امنیت انرژی چین حیاتی است. بخش اعظم واردات چین از خاورمیانه است که ثبات امنیت آن چندان قابل اعتماد نیست. البته در سالهای اخیر و پس از جنگ اوکراین، روسیه هم به یک تامین کننده مهم نفت چین تبدیل شده است. تحریم اتحادیه اروپا و سپس امریکا، بر سرعت خریدهای چین از روسیه افزوده است. در عین حال دیده میشود که در ماههای گذشته، اوکراین بیشتر حملات خود را متوجه صنعت نفت و تاسیسات نفتی روسیه کرده است. اوکراینیها و غرب میدانند که صادرات نفت برای روسیه حیاتی است، لیکن از طرف دیگر چین هم با افزایش ذخیره سازی، خود را برای کاهش عرضه نفت روسیه آماده میکند.
البته تحریمهای امریکا و اتحادیه اروپا، منجر به سیاست ارزان فروشی روسیه، ایران و ونزویلا هم شده است، لذا چین انگیزه بیشتری برای خرید از این کشورها پیدا کرده است. در ماه اکتبر امسال، حجم تجارت جهانی نفتهای تحت تحریم جهان به ۲۷ درصد رسید. یعنی بیش از یک چهارم نفتی که در حال جا به جایی جهانی است، تحت تحریم امریکا و کشورهای عضو منشور آتلانتیک است. این در حالی است که نزدیک به ۵۰ درصد ذخایر نفتی جهان هم تحت تحریم قرار دارد. این حجم عظیم از تحریم تجارت نفت هم در تاریخ بی سابقه است. در شرایطی که کشورهای تولید کننده نفت تحریمی، ناچار به تخفیف میشوند، سایر عرضهکنندگان هم ناچارند در رقابت، قیمت رسمی خود را کاهش دهند تا سهم بازار خود را حفظ کنند. به عبارتی در شرایط کنونی، نفتهای تحت تحریم، میداندار بازار جهانی نفت شدهاند. پیش بینی روند سال جاری حکایت از آن دارد که در ۲۰۲۶ هم قیمت جهانی نفت در سطح ۲۰۲۵ باقی بماند.
در سه ماهه چهارم سال جاری، ظرفیت مازاد کشورهای عضو اوپک پلاس حدود ۴/۳ میلیون بشکه در روز برآورد میشود. تقاضای جهانی نفت تا اوایل سال ۲۰۲۷ تقریبا تمام ظرفیت مازاد اوپک پلاس را جذب خواهد کرد. این بدان معناست که پس از ۲۰۲۶ و از سال ۲۰۲۷ تولید کنندگان نفت قادر به تامین نفت مورد نیاز اقتصاد جهانی را نخواهند داشت. البته همان طورکه اشاره شد، کشورها در تلاش برای ظرفیت سازی و افزایش تولید هستند. لیکن باید توجه داشت که شرکتهای بین المللی در قیمتهای زیر ۶۰ دلار در بشکه و با احتمال قیمتهای پایینتر تمایلی به سرمایه گذاری گسترده نخواهند داشت.
تحولات ژیوپلیتیکی مهم و سنگینی مانند جنگ اوکراین، جنگ غزه، حمله رژیم صهیونیستی به ایران، منجر به جهش قابل ملاحظهای در قیمتهای جهانی نفت نشدند. در واقع بر اساس قیمت ثابت ۲۰۱۰=۱۰۰ قیمت امروز نفت، با توجه به قدرت خرید دلار، فقط ۴۰ دلار است. در مقایسه با منابع کانی مانند مس یا لیتیوم، نفت خام و البته گاز طبیعی بسیار ارزان محسوب میشوند و این در حالی است که میادین عظیم نفتی مانند گذشته دیگر وجود ندارند. شرکتهای نفتی به مدد تکنولوژی و سرمایه گذاری سنگین، از میادین جدید بهره برداری میکنند. اما هزینههای اکتشاف، توسعه و تولید و حمل و نقل نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده است.
ژیوپلیتیک انرژی در شرایط باز تعریف
بازگشت امریکا به صحنه انرژی بویژه انرژیهای فسیلی است، حکایت روشنی از بازگشت نفت و گاز به اقتصاد جهانی است که البته این بار قدرتمندتر از گذشته است. این درست است که هوش مصنوعی به رشد تولید و شبکه انتقال انرژی کمک شایانی کرده ولی برای تداوم و گسترش هوش مصنوعی نیازمند انرژی است که از باد و خورشید قابل تامین نیست. دنیا متوجه این واقعیت شده که برای توسعه و تفوق در هوش مصنوعی نیازمند انرژی است. این انرژی هم از منابع تجدیدپذیر قابل تامین نیست. در طی سده اخیر تا به امروز کشورهای مختلفی از ابزار انرژی برای تحدید مخالفان خود بهره گرفتهاند. از زمان جنگ اول جهانی تا به امروز، کشورهای با حربه کنترل دسترسی کشورهای طرف متخاصم، برای موفقیت در جنگها استفاده کردهاند.کشورهای صنعتی انتظار داشتند که به مدد انرژیهای نو، انرژیهای متعارف را دور بزنند. اما در عمل آنطور که در اجلاس جهانی تغییرات آب و هوایی کاپ-۳۰(COP30)، در برزیل عنوان شد، کشورهای جهان ناچارند که تا سالهای طولانی تری از نفت، گاز طبیعی، ذغال سنگ و انرژی هستهای برای تامین انرژی مورد نیاز خود بهره برداری کنند.
برای امریکا مسجل شده که مهم ترین مسیر ادامه تفوق پیشتازی، کنترل و مدیریت منابع نفت و گاز جهانی است. امریکا از دسترسی به منابع زیر زمینی مهم برای هوش توسعه هوش مصنوعی غفلت کرده و امکان دسترسی به آنها را از دست داده است. لذا تمام توان خود را برای کنترل و ایفای نقش موثر در منابع نفت و گاز معطوف کرده است. امریکا به بهانههای مختلف سعی دارد تا به ونزوئلا و بلکه بقیه کشورهای دارنده نفت و گاز امریکای جنوبی باز گردد.
در ششم ماه نوامبر، پرزیدنت ترامپ، رهبران جمهوریهای اسیای میانه و قفقاز را به برقراری یک پیمان انرژی، به واشنگتن دعوت کرد. این پیمان به یک هاب یا کریدور انرژی منطقهای تبدیل خواهد شد. در همین اجلاس کشور قزاقستان اعلام کرد که قصد پیوستن به پیمان ابراهیم در منطقه خاورمیانه را دارد.
حضور روسای جمهور پنج کشور آسیای مرکزی در کاخ سفید، قابل توجه بود. این اجلاس در شرایط کشورهای برابر و مهم در کاخ سفید برگزار شد. از درشت گوییهای متداول پرزیدنت ترامپ که قبلا در جلسه با سران کشورهای اروپایی شاهدش بودیم، خبری نبود. مذاکرات جدی بود و برنامه عملی سرمایه گذاری ۴۰ میلیارد دلار امریکا در آسیای مرکزی، عملیاتی شد. این گروه که ۵+۱ نامیده شد، قصد دارد که در مقابل پیمان شانگهای، نقشه راه تازهای را مابین امریکا و آسیای میانه برقرار سازد. آسیای میانه منابع غنی نفت وگاز و خاکهای کمیابی را در دل خود دارد، اما در محیطی بسته و با حداقل دسترسی به آبهای آزاد. ترامپ در بدو ورود به کاخ سفید، خود را درون گرا و بی علاقه به سیاستهای برونگرای دمکراتها نشان داد، لیکن در واقعیت بیشتر از بسیاری ریاست جمهوریهای این کشور برونگراست.
واشنگتن قصد حضور جدی در افریقا را هم در سر دارد. اخیرا فشار بر نیجریه را اغاز کرده و به عنوان حمایت از جامعه مسیحیان نیجریه، این کشور را تحت فشار قرار داده است.امریکا قصد دارد که به هر کجا و هر انچه که زیر زمین است، بازگردد، در افریقا، پاکستان، افغانستان یا امریکای لاتین.
امریکا به این جمعبندی رسیده که حالا هم پیمانان سنتی، چندان به کارش نمیایند. اروپا یا کانادا، اهمیت گذشته خود را از دست دادهاند. منشور اتلانتیک شمالی برای امریکا بیشتر هزینه و خرج تراشی دارد تا منفعت. کشورهای منطقه خاورمیانه، اسیای میانه و قفقاز، ترکیه و هندوستان در دنیای واقعی قرن بیست و یکمی، به کار واشنگتن میایند.این نوعی الگوبرداری از سیاستهای چین است. پکن تقریبا یک دهه زودتر به اهمیت این سیاست توجه کرد.
تمامی این تحولات برای جمهوری اسلامی ایران تهدید و فرصت به همراه دارد. راهکارهایی که تهدیدها به حداقل و فرصتها به حداکثر برسند، منبعث از سیاستها و اهداف جمهوری اسلامی است که بخش عمده ان به عهده دستگاه دیپلماسی کشور است.
جمعبندی، نفت در استانه ۲۰۲۶
در مجموع بازار نفت در سال ۲۰۲۶، شرایطی مشابه ۲۰۲۵ را خواهد داشت. بازار نسبت به تحولات ژیوپلیتیکی، بی اعتنا شده است. سه سال گذشته، از پر حادثه ترین دوران بازار جهانی نفت بوده است.جنگ غزه، جنگ اوکراین، شرایط پر آشوب در دریای سرخ و باب المندل، تجاوز اسراییل و امریکا به حریم هوایی ایران، بمباران قطر که مهم ترین پایگاه نظامی امریکا در آن واقع است توسط رژیم صهیونیستی، تهدیدات مکرر در مناطقی که بیشترین منابع عرضه نفت و گاز در آنها قرار دارد، یکی پس از دیگری اتفاق افتادند. اما واکنش بازار، نسبت به آنها متفاوت بود. قیمت جهانی نفت، در نوامبر ۲۰۲۲ از مرز ۹۰ دلار در بشکه عبور کرد. بیشتر کارگزاران نفتی خود را برای نفت سه رقمی آماده میکردند. در ژانویه ۲۰۲۳، برنت ۸۱ دلار در بشکه بود. امروز با تمام اتفاقاتی که به آنها اشاره کردیم، برنت نتوانسته است به صورت دوامدار در محدوده بالای ۶۵ دلار تثبیت شود. اجماع کشورهای منطقه خلیج فارس برای افزایش ملایم تولید و حفظ سهم بازار، نقش تعیین کنندهای در حفظ ثبات بازار دارد.تقاضای جهانی نفت، همچنان رشد قابل قبولی دارد. سیاستهای تعرفهای ترامپ که گمان میرفت رشد اقتصاد جهانی را کند نماید، تاثیر منفی بر اقتصاد بین المللی بر جای نگذارد. تردید ندارم که در کمتر از دو سال آینده، نفت با قدرت به صحنه اقتصاد جهانی باز خواهد گشت.