حاکمیت انرژیهای تجدیدپذیر به چارچوبها، سیاستها و رویههایی اشاره دارد که مدیریت و پیادهسازی سیستمهای انرژیهای تجدیدپذیر را در سطح جهانی هدایت میکند. با توجه به افزایش فوریت یافتن راهکارهای انرژی پایدار در پاسخ به تغییرات آبوهوایی و تخریب محیطزیست، حاکمیت انرژیهای تجدیدپذیر به یک تمرکز حیاتی برای سیاستگذاران، محققان و ذینفعان تبدیل شده است. این چشمانداز حاکمیتی شامل انواع مدلها، از سیستمهای متمرکز تا غیرمتمرکز است که هر کدام پیامدهای منحصربهفردی برای انتقال انرژی و تلاشهای پایداری دارند. این گفتهها از سوی دکتر قدرت طاهری، پژوهشگر انرژیهای تجدیدپذیر در گفتگو با ماهنامه دنیای انرژی مطرح شده است که متن کامل مصاحبه در ادامه میآید.
گفتگو : مریم میخانک بابایی
در ابتدا به اهمیت توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در ایران و جهان توضیح دهید و بگویید چه تبعات اقتصادی و اجتماعی دارد؟
انرژیهای تجدیدپذیر از منابعی حاصل میشوند که به طور طبیعی بازتولید شده و جایگزین پایداری برای سوختهای فسیلی است و نقشی اساسی در مقابله با تغییرات آب و هوایی دارد. انواع اصلی انرژیهای تجدیدپذیر شامل انرژی خورشیدی، بادی، برق آبی، زمین گرمایی، زیست توده و انرژی دریایی است که هر کدام به طور منحصر به فردی به تولید انرژی جهانی کمک میکنند. اما با افزایش نگرانیها در مورد تغییرات آب و هوایی و تخریب محیط زیست، انتقال به انرژیهای تجدیدپذیر شتاب قابل توجهی بویژه در ایران داشته است. مزایای قابل توجه انرژیهای تجدیدپذیر ابعاد زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی را در بر میگیرد. از نظر زیست محیطی، انرژیهای تجدیدپذیر به کاهش انتشار گازهای گلخانهای و آلودگی هوا کمک میکنند، بهبود سلامت عمومی و انطباق با توافقنامههای بینالمللی آب و هوایی از دستاوردهای آنها است.
از منظر اقتصادی، پیشرفت در فناوری، منابع تجدیدپذیر را به طور فزایندهای مقرون به صرفه کرده و در نتیجه با تلاش کشورها برای تنوع بخشیدن به سبد انرژی خود، باعث ایجاد شغل و استقلال انرژی میشوند. از نظر اجتماعی نیز، سرمایهگذاری در پروژههای تجدیدپذیر باعث توسعه و تابآوری جوامع میشود و اقتصادهای محلی پایدار را ترویج میکند. همزمان با حرکت جهان به سمت آیندهای کم کربن، انتظار میرود اهمیت انرژیهای تجدیدپذیر افزایش یابد و از طریق پیشرفتهای تکنولوژیکی مداوم و تعهد جهانی، به شیوههای مختلف انرژی پایدار پشتیبانی شود. این تحولات بر اهمیت انرژیهای تجدیدپذیر در پرداختن به چالشهای زیست محیطی و در عین حال فراهم کردن پایهای برای رشد اقتصادی و امنیت انرژی تاکید میکنند.
در حوزه حکمرانی انرژیهای تجدیدپذیر بگویید که نقش سیاستگذاران، محققان و ذینفعان در این حوزه چگونه ارزیابی میشود؟
حاکمیت انرژیهای تجدیدپذیر به چارچوبها، سیاستها و رویههایی اشاره دارد که مدیریت و پیادهسازی سیستمهای انرژیهای تجدیدپذیر را در سطح جهانی هدایت میکند. با توجه به افزایش فوریت یافتن راهکارهای انرژی پایدار در پاسخ به تغییرات آبوهوایی و تخریب محیطزیست، حاکمیت انرژیهای تجدیدپذیر به یک تمرکز حیاتی برای سیاستگذاران، محققان و ذینفعان تبدیل شده است. این چشمانداز حاکمیتی شامل انواع مدلها، از سیستمهای متمرکز تا غیرمتمرکز است که هر کدام پیامدهای منحصربهفردی برای انتقال انرژی و تلاشهای پایداری دارند.
تکامل حاکمیت انرژیهای تجدیدپذیر تحت تأثیر زمینههای تاریخی، پویاییهای منطقهای و مشارکت ذینفعان شکل گرفته است. ابتکاراتی مانند توافقنامه پاریس، همکاریهای بینالمللی را برای تعیین اهداف جمعی کاهش انتشار گازهای گلخانهای تسریع کرده و بر نیاز به سیاستهای منسجمی که ترویجدهنده پذیرش انرژیهای تجدیدپذیر باشند، تأکید دارد. حاکمیت مؤثر نهتنها سرمایهگذاری و ثبات نظارتی را تسهیل میکند، بلکه به عدالت اجتماعی و اقتصادی نیز میپردازد و تضمین میکند که مزایای انرژیهای تجدیدپذیر برای جوامع مختلف قابل دسترس باشد.
این حاکمیت با چه چالشهایی مواجه است؟
حاکمیت انرژیهای تجدیدپذیر با چالشهای مهمی از جمله پذیرش اجتماعی، ناکارآمدیهای نظارتی و محدودیتهای زیرساختی روبرو است. مقاومت از سوی جوامع محلی و منافع نهفته در سوختهای فسیلی میتواند مانع از اجرای پروژهها شود، در حالی که سیستمهای شبکه قدیمی برای تطبیق با ادغام منابع تجدیدپذیر متغیر با مشکل مواجه هستند. غلبه بر این پیچیدگیها نیازمند تعهد به اصول حکمرانی خوب مانند انصاف، شفافیت و اعتماد عمومی است که برای ایجاد حمایت گسترده از ابتکارات تجدیدپذیر حیاتی هستند.
در نتیجه، حاکمیت انرژیهای تجدیدپذیر در شکلدهی و انتقال به سیستمهای انرژی پایدار در سراسر جهان نقش محوری دارد. با ادامه تکامل این چشمانداز، درک دقیق از چارچوبهای آن و همکاری بین ذینفعان برای غلبه بر چالشهای موجود و پیشبرد سیاستهای مؤثر انرژی که باعث ارتقای پایداری و فراگیری میشوند، ضروری است.
حاکمیت انرژیهای تجدیدپذیر چه زمینه تاریخی دارد؟
حاکمیت انرژیهای تجدیدپذیر در طول سالها به طور قابل توجهی تکامل یافته که ترکیبی از زمینههای محلی، سازمانی و سیاسی آن را شکل داده است. این توسعه منعکسکننده شناخت روزافزون از گذارهای فنی-اجتماعی لازم برای استقرار مؤثر انرژیهای تجدیدپذیر، همراه با نیاز به در نظر گرفتن تعامل بین ساختارهای اجتماعی و سیستمهای زیرساخت فیزیکی است.
انرژیهای تجدیدپذیر در اواخر قرن بیستم که ناشی از افزایش نگرانیهای زیستمحیطی، عوامل اقتصادی و پیشرفتهای فناوری بود، شتاب گرفته است. اقدامات اولیه دولتها بر ایجاد چارچوبهایی متمرکز بود که پذیرش انرژیهای تجدیدپذیر را ترویج میکرد، از جمله مشوقهای مالی، الزامات نظارتی و کمپینهای آموزش عمومی با هدف افزایش آگاهی و پذیرش عمومی فناوریهای تجدیدپذیربوده است.
توافقنامههای بینالمللی، مانند توافقنامه پاریس که در سال 2015 به تصویب رسید، نقطه عطفی مهم در حاکمیت جهانی انرژیهای تجدیدپذیر بود. این توافقنامه تاریخی اهداف جمعی را برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای تعیین و کشورها را تشویق کرد تا سیاستهای انرژی خود را در راستای شیوههای پایدار تجدیدنظر کنند. چنین همکاریهای بینالمللی بر ارتباط متقابل چالشهای انرژی تأکید کرده و کشورها را به همکاری در زمینه توسعه مقررات برای حمایت از گذار جهانی به انرژیهای تجدیدپذیر سوق داده است.
پویاییهای منطقهای در حاکمیت انرژی چه تاثیری در پذیرش ساختارهای حاکمیتی انرژیهای تجدیدپذیر داشته است؟
تحقیقات در مورد پویاییهای منطقهای بر اهمیت کنشگران محلی و نقش آنها در شکلدهی سیاستهای انرژی و ساختارهای حاکمیتی تأکید میکند. مقیاس منطقهای به طور فزایندهای به عنوان یک فضای انرژی حیاتی شناخته شده است که در آن نهادهای منطقهای، سازوکارهای حاکمیتی و ذینفعان محلی به طور جمعی بر اجرای پروژههای انرژیهای تجدید پذیر تأثیر میگذارند. مطالعات تطبیقی نشان دادهاند که چگونه حاکمیت در سطوح مختلف ( جامعه) بر پذیرش انرژیهای تجدیدپذیر تأثیر میگذارد و پیچیدگیهای موجود در سیاستگذاری منطقهای و نیاز به رویکردهای متناسب با حاکمیت را آشکار میکند. اما با وجود پیشرفتهای چشمگیر، مسیر تاریخی حاکمیت انرژیهای تجدیدپذیر با چالشهای مختلفی از جمله موانع اقتصادی، فناوری و اجتماعی بر سر راه پذیرش گسترده مشخص شده است. اصول حکمرانی خوب( شامل انصاف، شفافیت و اعتماد عمومی ) به عنوان عواملی حیاتی برای ایجاد پذیرش پروژههای انرژیهای تجدیدپذیر شناخته شدهاند، با ادامه تکامل چشمانداز انرژیهای تجدیدپذیر، زمینه تاریخی حاکمیت در درک مسیرهای فعلی و آینده برای گذارهای انرژی پایدار ضروری است
.
آیا میتوان به انواع مدلهای حاکمیت در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر اشاره کرد؟
بله. مدلهای حاکمیت را میتوان به طور کلی به سیستمهای متمرکز و غیرمتمرکز طبقهبندی کرد. در یک مدل متمرکز، مسئولیتهای برنامهریزی، مالکیت و عملیاتی توسط یک نهاد ملی، معمولاً یک اپراتور سیستم انتقال مدیریت میشود. این رویکرد امکان مدیریت هماهنگ و منسجم منابع انرژی را فراهم میکند، بهویژه در زمینههایی که مداخله دولت برای دستیابی به اهداف ملی انرژی ضروری است. در مقابل، مدلهای غیرمتمرکز به نهادهای تجاری اجازه میدهند تا مالک و مدیریت داراییهای زیرساختی باشند و سرمایهگذاری خصوصی و نوآوری در فناوریهای انرژیهای تجدیدپذیر را تشویق میکنند
.
نقش دولت در انتقال انرژی چگونه است؟
حاکمیت مؤثر برای امکانپذیر ساختن انتقال انرژی حیاتی است، زیرا مبنای تدوین و اجرای سیاستهای منسجم انرژی را تشکیل میدهد. سازوکارهای حاکمیتی قوی میتوانند سرمایهگذاریهای بلندمدت را بسیج، ثبات نظارتی را تضمین و پاسخگویی نهادی را به چالشهای در حال تحول انرژی بهبود بخشند. این امر بهویژه در زمینههایی که با خطرات ژئوپلیتیکی مشخص میشوند، مرتبط است، جایی که کیفیت حاکمیت میتواند اثرات شوکهای خارجی بر پیامدهای اقتصادی و سیاسی را تعدیل کند.
علاوه بر این، ساختارهای حاکمیتی میتوانند با پرداختن به ابعاد اجتماعی و اقتصادی، مانند تضمین دسترسی عادلانه به مزایای انرژی پاک و حمایت از کارگران صنایع سوختهای فسیلی از طریق برنامههای بازآموزی، انتقال عادلانه را تسهیل کنند.
در سطح منطقهای، چارچوبهای حاکمیتی باید ابعاد اجتماعی-اقتصادی خاصی را که بر انتقال انرژی تأثیر میگذارند، در نظر بگیرند. حاکمیت محلی و منطقهای میتواند به طور قابل توجهی بر استقرار انرژیهای تجدیدپذیر تأثیر بگذارد، زیرا سیاستها و مقررات میتوانند به طور گسترده در حوزههای قضایی مختلف متفاوت باشند. حاکمیت منطقهای مؤثر شامل تعیین اهداف و استانداردهای روشن است که میتواند نوآوری و رقابت را در بخش انرژیهای تجدیدپذیر تحریک کند. علاوه بر این، تواناییهای منطقهای برای اقدام، اغلب به دلیل زیرساختهای موجود محدود میشود، که بر اهمیت هماهنگ کردن اقدامات محلی با استراتژیهای ملی انرژی تأکید دارد.
در حاکمیت انرژیهای تجدیدپذیر نقش ذینفعان را چگونه میبینید؟
حاکمیت انرژیهای تجدیدپذیر شامل مجموعه متنوعی از ذینفعان در سطوح مختلف است که هر کدام نقش مهمی در گذار به سیستمهای انرژی پایدار ایفا میکنند. مشارکت مؤثر بین این ذینفعان برای اجرای موفقیتآمیز پروژههای انرژیهای تجدیدپذیر ضروری است
.
ذینفعان کلیدی در حاکمیت انرژیهای تجدیدپذیر را میتوان به طور کلی به چندین گروه تقسیم کرد: نهادهای دولتی، اعضای جامعه، بخش خصوصی، موسسات تحقیقاتی و مشارکت بین همه موارد مذکور است. سازمانهای دولتی در سطوح استان، شهرستان و دهستان در ایجاد سیاستها و مقرراتی که پذیرش انرژیهای تجدیدپذیر را تسهیل میکنند، نقش اساسی دارند. آنها میتوانند مشوقهای مالی، مانند یارانهها و معافیتهای مالیاتی ارائه دهند که سرمایهگذاری در پروژههای انرژیهای تجدیدپذیر را جذاب میکند، علاوه بر این، نهادهای دولتی مسئول سادهسازی فرآیندهای صدور مجوز و اطمینان از ثبات نظارتی هستند که برای توسعه پروژهها ضروری است.
اعضای جامعه ساکنان محلی و اعضای جامعه ذینفعان مهمی در حاکمیت انرژیهای تجدیدپذیر هستند. پذیرش و حمایت آنها برای اجرای موفقیتآمیز پروژهها بسیار مهم است. تلاشهای مشارکت جامعه، که شامل ارتباطات باز و فرآیندهای مشارکتی است، به رفع نگرانیهای محلی و گنجاندن نیازهای جامعه در برنامهریزی پروژه کمک میکند. چارچوب مزایای ارایه شده در جامعه، با اطمینان از اینکه مزایای ملموسی از ابتکارات انرژیهای تجدیدپذیر دریافت میکنند، میتوانند به ذینفعان محلی قدرت بیشتری ببخشند و از این طریق مشارکتهای قویتری بین ساکنان و توسعهدهندگان پروژه ایجاد کنند.
بخش خصوصی، از جمله شرکتهای انرژی و توسعهدهندگان، برای تأمین مالی و اجرای پروژههای انرژی تجدیدپذیر بسیار مهم است. تخصص آنها در توسعه پروژه، استقرار فناوری و سازوکارهای تأمین مالی نوآورانه، مانند توافقنامههای خرید برق و اوراق قرضه سبز، برای رشد بخش انرژی تجدیدپذیر ضروری است. همکاری موفقیتآمیز بین شرکتهای خصوصی و نهادهای دولتی میتواند از طریق مشارکتهای عمومی-خصوصی، گذار به انرژی تجدیدپذیر را تسریع کند.
مؤسسات تحقیقاتی با پیشبرد فناوری و ایجاد نوآوری، به حکمرانی انرژی تجدیدپذیر کمک میکنند. نقش آنها شامل انجام تحقیق و توسعه است که به اطلاعرسانی بهترین شیوهها و توصیههای سیاستی برای گذار انرژی میپردازد. همکاری بین محققان، دولت و صنعت میتواند منجر به پیشرفتهای چشمگیری شود که کارایی و پایداری سیستمهای انرژی تجدیدپذیر را افزایش میدهد.
اما پیچیدگی حکمرانی انرژی تجدیدپذیر، مستلزم تلاشهای هماهنگ بین همه ذینفعان است. همکاری مؤثر میتواند به عبور از چالشهای مرتبط با توسعه سیاست، اجرای پروژه و مشارکت جامعه کمک کند. با همکاری یکدیگر، ذینفعان میتوانند موانع دیوانسالاری را برطرف کنند، ابتکارات محلی را با اهداف ملی هماهنگ کنند و یک محیط حمایتی برای رشد انرژی تجدیدپذیر ایجاد کنند.
در حوزه پذیرش اجتماعی در استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر بگویید که این پذیرش در حال حاضر چگونه است؟
یکی از موانع مهم بر سر راه پذیرش انرژی تجدیدپذیر
، مقاومت اجتماعی و سیاسی است که اغلب ناشی از نگرانی ها در مورد اثرات محلی پروژه
های تجدیدپذیر
، مانند آلودگی بصری
، استفاده از زمین و سر و صدا است. حکمرانی مؤثر که عدالت
، اعتماد و شفافیت را تجسم بخشد
، می
تواند به ایجاد پذیرش عمومی کمک کند
، زیرا این عناصر
، مشارکت جامعه را افزایش داده و مخالفت با ابتکارات تجدیدپذیر را کاهش می
دهند. با این حال
، مقاومت همچنین ممکن است از منافع خاص در صنایع سوخت فسیلی سنتی ناشی شود که می
تواند علیه سیاست
های طرفدار انرژی
های تجدیدپذیر مخالفت کند
توسعه و اجرای سیاست
های انرژی تجدیدپذیر اغلب به دلیل هماهنگی ناکافی بین سازمانی و اولویت
های متضاد بین نهادهای دولتی با مشکل مواجه می
شود. این ناهماهنگی می
تواند منجر به تأخیر و ناکارآمدی در فرآیندهای صدور مجوز لازم برای تأیید پروژه شود. علاوه بر این
، سازوکارهای تأمین مالی سنتی ممکن است با مشخصات ریسک متمایز و ساختارهای درآمدی پروژه
های تجدیدپذیر همسو نباشند و تأمین سرمایه لازم را دشوار کند. چشم
انداز سیاسی نیز نقش مهمی ایفا می
کند
، زیرا تلاش
ها توسط شرکت
های سوخت فسیلی می
تواند سیاست
های انرژی تجدیدپذیر را تضعیف کند و نیاز به حمایت قوی از سوی گروه
های زیست
محیطی و سایر ذینفعان را ضروری سازد.
محدودیتهای زیرساختی در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر کدامند؟
ناکافی بودن زیرساختهای شبکه موجود برای مدیریت یکپارچهسازی منابع انرژی تجدیدپذیر مانند خورشید و باد از محدودیتهای زیرساختی است. بسیاری از شبکههای برق در ابتدا برای تولید متمرکز از سوختهای فسیلی طراحی شدهاند، بنابراین برای انطباق با تولید پراکنده انرژی نیاز به ارتقاء قابل توجهی دارند. این شامل ساخت خطوط انتقال جدید برای اتصال منابع تجدیدپذیر دورافتاده به مراکز تقاضای شهری و همچنین افزایش انعطافپذیری و قابلیت اطمینان شبکه از طریق فناوریهای شبکه هوشمند است. همترازی جغرافیایی منابع تجدیدپذیر با مراکز تقاضا، این موضوع را بیشتر پیچیده میکند و نیاز به سرمایهگذاریهای اساسی در قابلیتهای انتقال را ضروری میسازد.
برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر چه راهکارهایی را پیشنهاد میکنید؟
تحقیقات آتی برای بهبود درک ما از موانعی که جوامع محلی در پذیرش ابتکارات انرژی تجدیدپذیر با آن مواجه هستند، بسیار مهم است. نیاز مبرمی به تجزیه و تحلیل چالشهای خاصی که این جوامع با آن مواجه هستند و همچنین تأثیر تغییرات و مقررات سیاستی در سطوح استانی، شهرستانی و محلی، که به طور مداوم در حال تحول هستند، وجود دارد. چنین تحقیقاتی باید رابطه بین عوامل اجتماعی-اقتصادی و ویژگیهای جمعیتی جوامع را بررسی کند، زیرا این عناصر میتوانند به طور قابل توجهی بر گذار انرژی تأثیر بگذارند
.
یکی دیگر از زمینههای حیاتی برای تحقیق در آینده، اثربخشی بلندمدت ترکیبات سیاستی مختلف با هدف دستیابی به کربنزدایی عمیق است. این شامل مدلسازی سیستمهای انرژی آینده، ارزیابی مقرون به صرفه بودن ابزارهای سیاستی مختلف در طول زمان و در نظر گرفتن پتانسیل حلقههای بازخورد است که بر انتخابهای سیاستی آینده تأثیر میگذارند. درک چگونگی تعامل کیفیت حکمرانی با سیاست انرژی ضروری است، زیرا حکمرانی قوی میتواند انسجام سیاست را افزایش دهد، هزینههای معامله را کاهش داده و پاسخگویی نهادی به چالشهای نوظهور آب و هوا و انرژی را بهبود بخشد .
پذیرش ابزارها و پلتفرمهای دیجیتال میتواند نظارت و اجرای انطباق نظارتی را متحول کند. فناوریهایی مانند بلاکچین، پتانسیل ثبت غیرمتمرکز و غیرقابل دستکاری تراکنش را ارائه میدهند و اعتماد و پاسخگویی را در بخش انرژی افزایش میدهند. مطالعات آینده باید بررسی کنند که چگونه این نوآوریهای دیجیتال میتوانند در چارچوبهای نظارتی ادغام شوند تا چالشهای انطباق را برطرف کرده و مشارکت ذینفعان را تقویت نمایند.
در نهایت، ضروری است که پایداری را در چارچوبهای حکمرانی در اولویت قرار دهیم. از آنجایی که اثرات تغییرات آب و هوایی به طور نامتناسبی بر مناطق کمتر توسعه یافته کشورها تأثیر میگذارد، تحقیقات آینده باید بر این تمرکز داشته باشد که چگونه حکمرانی فراگیر میتواند از توسعه زیرساختهای پایدار حمایت کند. رسیدگی به موانعی که گروههایی به حاشیه رانده شده اند و یا در دسترسی به منابع مالی و مشارکت در گذار انرژی با آن مواجه هستند، برای دستیابی به نتایج عادلانه ضروری است.