مریم میخانک بابایی
احتمال بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران هشداری بود که پیشترها به متخاصمین جنگ
12 روزه داده شده بود. هشداری که در صورت بالا گرفتن جنگ و گسترش هر گونه تجاوز، ایران مقابله به مثلی با بستن تنگه هرمز اتخاذ خواهد کرد و جهان نیز این اخطار را دریافت کرده بود. تنگهای که شاهراه حیاتی برای منطقه و جهان است و روزانه میلیونها دلار ارزش مبادلات کالایی از این تنگه محسوب میشود که پیش از آغاز جنگ هیچ نشانه و مقابله به مثلی از سوی ایران مطرح نبود و تنها با تداوم جنگ، ایران از این اقدام در جهت دفاع از خود استفاده کرد. حقی که شاید میتوان بر هر کشوری که در شرایط حمله دشمن قرار میگیرد به کار گرفته شود.
در این گزارش، به تبعات جنگ و بستن تنگه هرمز خواهیم پرداخت اما قبل از هر چیز لازم به توضیح است که آمارها و رویدادهای ارائه شده تا زمان نگارش این گزارش (30 فروردین ماه 1405 ) است و هر گونه تغییر در گفتهها و آمارها، به پس از این تاریخ مذکور برمی گردد.
آیا بستن تنگه هرمز از سوی ایران قانونی بود؟
بر اساس کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها (
UNCLOS)، تنگههایی مانند هرمز، مشمول "حق عبور بیضرر" شناخته میشوند. عبور بیضرر، یک مفهوم در کنوانسیون ملل متحد درباره حقوق دریاها است که به کشتیها اجازه میدهد برای عبور از آن استفاده کنند.
اما در شرایط جنگی قوانین حقوق جنگ حاکم است. براساس قوانین حقوق جنگ، اگر یک کشور درگیر جنگ باشد از حق بازرسی کشتیهای عبوری برخوردار است. جمهوری اسلامی ایران، در گذشته بارها بر حق خود در کنترل عبور و مرور در آبهای سرزمین خود تاکید کرده بود. بنابراین ایران که در شرایط جنگی با آمریکا و اسرائیل قرار گرفت به دلیل خطر جدی در امنیت ملی، حق خود دانست که از این مبادی قانونی استفاده کند، هر چند بستن تنگه هرمز با واکنشهای بینالمللی مواجه شد و بحران اقتصادی را پدید آورد. اما ایران که آغازگر این جنگ نبود حق خود دانست که از این نوع اهرمها و فشارها برای دفاع از خود استفاده کند.
اهمیت تنگه هرمز و این شاهراه حیاتی
قبل از بسته شدن تنگه هرمز علاوه بر هشدارها، جمهوری اسلامی به تبعات اقتصادی این اقدام بارها تذکر داده بود و همگان نسبت به احتمال آشفتگی بازار اقتصادی بویژه نفت پس از بسته شدن تنگه هرمز آگاه بودند. تنگه هرمز گذرگاهی است که بخش عظیمی از صادرات جهانی انرژی و کالاهای غیرنفتی از این منطقه صورت میگیرد که اختلال در آن، در فاصله اندکی تبعات اقتصادی و ژئوپلیتیکی گستردهای را به بار آورد به طوری که در نیمههای جنگ 40 روزه با بسته شدن تنگه هرمز، جهان از این اقدام و اثرات سو آن متحیر شد.
در و اقع ایران گزینه بستن تنگه هرمز را درحالی عملیاتی کرد که پس از حمله رژیم صهیونیستی به تاسیسات انرژی ایران روی داد و این اقدام بازتاب مستقیمی به تهدید منافع ملی ایران در خلیج فارس و هشدار به آمریکا و متحدانش بود
.
تنگه هرمز که میان ایران و عمان واقع شده، شاهراه کلیدی بر صادرات نفت و گاز جهان است. بیش از ۲۰ درصد از کل نفت مصرفی جهان از این تنگه عبور میکند. این تنگه مسیر اتصال خلیج فارس به دریای عمان و اقیانوس هند است و عرض باریکترین نقطه آن تنها ۳۳ کیلومتر است و مسیرهای عبور کشتیها فقط ۳ کیلومتر عرض دارند. روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از آن عبور میکند و حدود 25 درصد از گاز طبیعی مایع
(LNG) جهان از این تنگه صادر میشود و قطر که بزرگترین صادرکننده
LNG در جهان است، تقریباً 93 درصد و امارات 96 درصد صادرات این محصول را از همین مسیر انجام میدهد
. در واقع کشورهای کلیدی عبوری از این مسیر برای صادرات نفت و فرآورده شامل ایران با 10.6 درصد، عربستان سعودی 37.2 درصد معادل 5.5 میلیون بشکه، امارات، قطر و بحرین هر سه و هر کدام به میزان 12.9 درصد، کویت 10.1 درصد و عراق 22.8 درصد است. لازم به توضیح است که عراق، امارات، قطر و بحرین هیچ مسیر جایگزین دیگری برای صادرات نفت خود ندارند.
بر اساس گزارشهای دریافتی، کشور بنگلادش، وابستگی 95 درصدی به واردات انرژی از تنگه هرمز را دارد و نیروگاههای گازی این کشور 50 درصد از شبکه برق را تشکیل میدهند. همچنین کشور پاکستان نیز تقریبا 100 درصد از واردات الانجی قطر را دارد و بسته ماندن تنگه هرمز در طولانی مدت برابر با خاموشی زنجیره ملی این کشور است.
صادرات نفتی و فرآوردههای آن و یا صادرات غیرنفتی از سوی این کشورهای مذکور بیشتر به مقاصد چین، هند، ژاپن، پاکستان و غیره است که هر گونه توقف کشتی به مقاصد مشخص خسارات زیان باری را به صادرکننده به عنوان فروشنده در جهت کسب درآمد و واردکننده به عنوان متقاضی کالاهای اساسی کشور متبوع، وارد میکند که در ادامه به تبعات اقتصادی بسته شدن تنگه هرمز میپردازیم اما قبل از آن لازم به ذکر است که آمار دقیقی بر تعداد نفتکشها و کشتیهای باری متوقف شده در تنگه به دلیل تغییرات و رفت و آمدهای اندک در دست نیست اما رویترز در 13 آپریل نوشت که کشتیهای بارگیری شده متوقف در خلیج فارس در آن تاریخ 187 نفتکش و معادل 180 میلیون نفت بوده است.
تبعات اقتصادی بسته بودن تنگه هرمز
همانطور که گفته شد بخش بزرگی از صادرات نفت و گاز مایع کشورهای خلیج فارس از این مسیر انجام میشود و با بسته شدن تنگه هرمز به دلیل افزایش تقاضای نفت، بازار نسبت به آن واکنش نشان داد و قیمت نفت سیرصعودی گرفت و از مرز 140 دلار نیز گذر کرد و پیش بینی قیمت نفت 200 دلاری هم اعلام شد در نتیجه کشورهای جهان را مجبور به واکنش کرد. کشورهای اروپایی، چین، هند و ژاپن که از جمله مصرف کنندگان انرژی در جهان محسوب میشوند مستقیما وارد عمل شده و با اظهارنظراتی فشارهایی را بر آمریکا وارد کردند که میبایست نسبت به پایان جنگ و باز شدن تنگه هرمز اقدام کند؛ زیرا بسته بودن این شریان حیاتی مستقیما به ساختار اقتصادی این کشورها خساراتی وارد آورده است و این آسیبها به تدریج رو به افزایش است.
کشورهای عضو اوپک در اولین اقدام میزان تولید نفت خود را کاهش دادند تا بتوانند بالانسی در ظرفیت ذخایر خود بوجود آورند و یا بتوانند حداقل زیان افزایش نفت را جبران کنند. این میزان کاهش عبارت است از اوپک با کاهش 27 درصدی (معادل ۷.۹ میلیون بشکه در روز)، عربستان سعودی با 23 درصد کاهش، امارات متحده عربی با 45 درصد کاهش و عراق با 41 درصد کاهش در روزهایی پرتلاطم جنگ سعی کردند تا تعادلی در بازار و قیمت نفت ایجاد کنند اما افزایش قیمت نفت تنها با کاهش اقدامات خصمانه و اعلام آتشبس توانست به ارقام زیر 100 دلار متمایل شود. اما از دیگرسو، با بسته شدن تنگه هرمز، نشانههای بارز افزایش قیمت بنزین در کشورها بویژه در کشورهای اروپایی پدید آمد که در پی آن واکنشهای متعددی به آمریکا و اسرائیل به عنوان آغازکنندگان جنگ بوجود آمد که در نهایت این فشارها، امریکا درصدد اعلام آتشبس برآمد و پیشنهاد انجام مذاکره را داد.
از جمله فشارهایی که این کشورها در نتیجه بسته شدن تنگه هرمز متحمل شدند بحران غذایی و نگرانیهایی بود که کشورها در حال مواجه شدن با آن بودند. عربستان سعودی، قطر و امارات به لحاظ ورود غذا، وابستگی به واردات مواد غذایی از این تنگه را دارند و تعادل این وضعیت غذایی برای آنها تنها با صادرات انرژی امکان پذیر است و بیش از 70 درصد از کالری مصرفی کشورهای خلیج فارس از همین تنگه عبور میکند و بر اساس گزارشها تا اواسط مارس 2026 و در نیمه جنگ 40 روزه 70 درصد از واردات مواد غذایی این کشورها مختل شده است و نمونه بارز آن افزایش 30 درصدی قیمت گوشت و ماهی در کویت است که جهش بی سابقهای را در این کشور رقم زده است.
از سویی دیگر، بحران لجستیک اعم از افزایش و یا فقدان بیمههای بین المللی نفتکشها و یا موضوعات حمل و نقل نیز چالشهای دیگری بود که رخ داد. به طوری که هزینههای اضافی حمل کانتینرها به طرز سرسام آوری افزایش یافت و گزارشهای مردمی حاکی از آن داشت که کرایه حمل و نقل از اروپا به جده عربستان از 3 هزار یورو به 14500 یورو افزایش یافته است.
همچنین قیمت اوره نیز در این بازار رشد 50 درصدی را تجربه کرد و به بالای 800 تن در هر دلار رسیده است. تولید نیمی از اوره جهان در خلیج فارس و 30 درصد از آمونیاک جهان از این منطقه گذر میکند.
کشور چین از جمله کشورهایی است که بخش زیادی از نیاز نفت و پتروشیمیایی خود را از این تنگه و ایران تامین میکند و با اختلال در این تنگه و یا منطقه، نگرانیهای این کشور در میانه آشفتگیها نیز بالا گرفت. از سویی دیگر محاصره دریایی ایران توسط آمریکا هم نگرانی چین را دو چندان کرد که در آینده ممکن است خللی در نیاز کالایی این کشور بوجود آید. پرواضح است که کشور چین 90 درصد از نیاز نفتی خود را از ایران و از این گذرگاه تامین میکند و این امر موجب شد که در روزهای جنگ و یا با بستن تنگه هرمز و محاصره دریایی اظهار نظرهایی را اعمال کند البته کشور چین تا حدودی از یک خاطرجمعی نیز برخوردار بود زیرا بر اساس گفتهها اولا با بسته شدن تنگه هرمز، نفتکشهای ایرانی به سمت چین روانه میشدند و این کشور همچنان از داشتن نفت مورد نیاز خود مورد استثنا واقع میشد و دوم اینکه چین در سال گذشته، خود را برای سناریو جنگ آماده کرده بود و میزان ذخیره سازی نفت در کشورش را افزایش داده بود و این افزایش به میزان 100 میلیون بشکه اعلام میشود که این کشور را از رویارویی با هر گونه احتمالات و کَسری منابع نفتی مبرا میکرد.
اما بر اساس آمارها صادرات چین در ماه مارس 2026 نسبت به سال گذشته 2.5 درصد افزایش نشان میدهد درحالیکه این رقم در مقایسه با رشد 21.8 درصدی در ژانویه و فوریه افت قابل توجهی داشته است و کمتر از برآوردها بوده است که اقتصاددانان هشدار میدهند تداوم و بسته بودن تنگه هرمز و تهدید به محاصره دریایی آمریکا میتواند بر تقاضای جهانی بر کالاهای چینی در سال جاری اثر منفی بگذارد.
افزایش قیمت نفت و قیمت بنزین در اروپا و آمریکا
افزایش قیمت نفت در نتیجه بسته شدن تنگه هرمز به طور مستقیم بر قیمت بنزین در کشورهای واردکننده نفت تأثیر گذاشت. در آمریکا، افزایش قیمت بنزین نارضایتیهای عمومی را به بار آورد به طوری که در گفتههای رئیس جمهور امریکا نیز این افزایش قیمت و تهدید آن مطرح شد، اما او تلاش کرد مردم را به کاهش قطعی قیمت بنزین در آینده دلگرم کند تا با این گفتهها از میزان نارضایتیها عمومی بکاهد. در واقع این افزایش قیمت بنزین در آمریکا با توجه به گستردگی طولی جغرافیایی این کشور و حمل و نقل جادهای اهمیت ویژهای دارد.
اما این افزایش تنها مربوط به نرخ بنزین نبود بلکه افزایش قیمت نفت نیز به طور مستقیم، قیمت سایر فرآوردههای نفتی مانند سوخت جت و هواپیما (افزایش هزینه حمل و نقل و هوایی) و همچنین محصولات پتروشیمی (صنایع پلاستیک، پزشکی و ...) را متاثر کرد
.
آمارها نشان میدهد که کشورهای واردکننده نفت با افزایش قیمت بنزین، گازوئیل و سوخت جت و غیره مواجه شدند و بنزین در برخی کشورها به بیش از ۲.۵ یورو در لیتر رسید که این امر زمزمه فشارهای تورمی را شامل شد. در واقع افزایش قیمت نفت 60 تا 70 دلاری قبل از جنگ به 100 تا 140 دلار در طول جنگ بدل گردید و این موضوع به عنوان یک عامل کلیدی در هزینههای تولید و حملونقل، هشداری به افزایش تورم چند درصدی در برخی از کشورها شد.
بر اساس گزارش شرکت "ایستاد انرژی" و "آژانس بین المللی انرژی"، هر دو در 15 آوریل پیش بینی کردند که به دلیل کمبود سوخت جت از ماه آینده میلادی احتمال لغو پروازها وجود دارد. در واقع بسته شدن تنگه هرمز به دلیل جنگ آمریکا علیه ایران، بحران رو به افزایشی در زمینه سوخت جت ایجاد کرده است به طوری که کارشناسان نسبت به کمبودهای سیستمی تا ماه مه یا ژوئن هشدار میدهند.
همچنین آژانس بین المللی انرژی اعلام کرد که تقاضای جهانی نفت برای نخستین بار از دوران کرونا کاهش یافته است. این آژانس در گزارش ماهانه خود نوشت: جنگ ایران به طور کامل، چشم انداز جهانی مصرف نفت را برهم زده است. نابودی تقاضا در شرایطی که قیمتهای بالاتر ادامه دارد گسترش خواهد یافت.
آنچه از آمارها برمی آید تاثیر اقتصادی بسته شدن تنگه هرمز در کاهش روزانه صادرات نفت 139 میلیون دلار، صادرات پتروشیمی 54 میلیون دلار، صادرات غیر نفتی 88 میلیون دلار و کاهش درامد روزانه 272 میلیون دلار است. در مجموع تاثیر این شرایط اقتصادی به کاهش 80 درصدی در صادرات و کاهش 90 درصدی از حجم تجارت عبور از خلیج فارس منتهی شده است.
محاصره دریایی آمریکا فشاری بر باز کردن تنگه هرمز
آتشبس جنگ آمریکایی-صهیونی در حالی در 18 فروردین( 7 آوریل) صورت گرفت که فشارهای بین المللی جنگ ناشی از بسته شدن تنگه هرمز بر آمریکا مبنی بر افزایش قیمت انرژی این کشور تحقق یافت و آمریکا را پای میز مذاکره و آتشبس کشاند. باز کردن تنگه هرمز توسط ایران که یکی از شروط مذاکره بین ایران و آمریکا قلمداد شده بود به دلیل بدعهدی آمریکا در مذاکرات قبلی همچنان بسته باقی ماند و بسته شدن تنگه هرمز پاس گلی بود که ایالات متحده به جمهوری اسلامی ایران داد و ایران از این اقدام برای دفاع از خود بهره برد تا از هر گونه گسترش تجاوزات جلوگیری کند. اما آمریکا در خلال آتشبس و در بیانابینی مذاکرات، اقدام دیگری مبنی بر محاصره دریایی ایران به کار برد تا ایران نتواند از هر گونه انتقال انرژی و صادرات نفت بهره ببرد. آمریکا درحالی مدعی است که ایران به هیچ وجه در زمان محاصره دریایی نتوانسته است از بنادر خود نفتی به کشور مقصد صادر کند اما بر اساس گزارش "تانکرترکز" ایران توانست بعد از آغاز محاصره دریایی توسط آمریکا 11 میلیون بشکه نفت از مبادی دریایی خود عبور دهد. بر اساس این گزارش که در 16 آوریل 2026 منتشر شده است، ایران از زمان محاصره دریایی توسط امریکا، 9 میلیون بشکه نفت خام را از ذخیره شناور در خلیج عمان خارج کرده و 2 میلیون بشکه دیگر نیز در تاریخ 12 آوریل خارج کرده است. ایران تانکرز اعلام کرد که در حال شمارش خروج نفتکشهای ایرانی از تنگه هرمز و ورود به دریای عمان در زمان محاصره دریایی آمریکا بوده است.