١٤٠٤/١٢/١١ ١١:٤٢ ق ظ
کد خبر : ١٠٤١٨٧
مدیرعامل بورس انرژی ایران در گفتگو با ماهنامه دنیای انرژی،
فعلا اراده‌ای در بدنه بالادست نفت برای عرضه نفت در بورس انرژی نیست
متاسفانه بورس انرژی نتوانسته بازار نفت خام را داشته باشد. قبلا بود ولی شروع موفقی نبود. یعنی اراده لازم در بدنه‌هایی که متولی سیاستگذاری در زمینه نفت خام هستند برای استفاده از بازار آزاد و شفاف وجود ندارد.
بورس انرژی ایران بازار رسمی مبادلات انرژی کشور است که بر اساس قانون بورس و اوراق بهادار مصوب مجلس شورای اسلامی فعالیت می‌کند. این مجموعه از ارکان بازار سرمایه ایران است. ماهنامه دنیای انرژی گفتگوی کاملی با محمد نظیفی مدیرعامل این شرکت انجام داده است تا از روند معاملات در حوزه نفت، گاز و فرآورده‌های مرتبط با آنها و همچنین در حوزه برق و تابلوهای مختلف برق مطلع شود و این اطلاعات را در اختیار مخاطبان و خوانندگان ماهنامه دنیای انرژی قرار دهد.    
 
مریم میخانک بابایی
 
سازوکار بورس انرژی که بازاری شفاف برای عرضه محصولات انرژی است به چه علت در اقتصاد ما نتوانسته است حضوری پررنگ داشته باشد؟
به طور کلی موضوع مهمی که در حوزه انرژی بویژه در فضای اقتصادی حاکم است، مسئله تنظیم گری و یا به عبارتی دیگر شکل قانونگذاری در حوزه انرژی است. قانونگذاری در حوزه انرژی، متفاوت از قانونگذاری در سایر کالاهاست. مثلا سیاستگذاری در حوزه فلزات یا غیره، شکل مواجهه متفاوتی دارد. بدین ترتیب که دیدگاه قانونگذار درحوزه انرژی، الزاما هم کارایی اقتصادی و هم رفاه اجتماعی است. در واقع چالش قانونگذار در نظر گرفتن دو دیدگاه در حوزه انرژی است. یکی اینکه با منابع موجود به مسئله رفاه اجتماعی توجه کند دیگر اینکه منافع بنگاه‌های اقتصادی فعال در این حوزه را نیز در نظر بگیرد. توضیح بیشتر اینکه توزیع انرژی باید به صورت عادلانه و بر اساس سطح درآمد مردم در دسترس‌شان قرار گیرد. از سویی دیگر واحدهای اقتصادی هم بسیار سودآور باشند. پس با یک ارزیابی کوچک می‌بینیم که این دو یعنی توجه به رفاه اجتماعی و کارایی بنگاه‌های اقتصادی با توجه به منابع موجود، اساسا همگرا نیستند و هم پوشانی ندارند. قانونگذار به سختی می‌تواند منافع هر دو را در نظر بگیرد چون ذینفعان متفاوتی دارند. اما این چالش، راه حلی هم دارد؛ این دو می‌توانند در جایی به هم برسند که بازارتنظیم گری در آن حاکم شود. باید جایگاهی باشد که هم کالای اقتصادی را تضمین کند و هم برای بنگاه‌های اقتصادی با کشف قیمت‌ها مبادلات انرژی را سروسامان دهد. این مبادلات انرژی در شرایط منصفانه می‌تواند حتی دغدغه سیاستگذار مبنی بر رفاه اجتماعی را سامان دهد. بورس‌ها چنین قابلیتی دارند. بورس، نقش بازتوزیع منابع به افراد را دارد. پسر، برادر، داماد و نسبیت داشتن در این بازار نقشی ندارد. شفاف است. قیمت واقعی می‌شود و فعالان با علم به رویه این بازار اقتصادی وارد معامله می‌شوند و این قیمت نهایی هم به رفاه اجتماعی و هم به بنگاه اقتصادی سود می‌رساند. در حقیقت فلسفه وجودی بورس‌ها و بورس انرژی این است که این دو رویکرد را در فضایی منصفانه به هم برساند.
در حال حاضر بورس انرژی نزدیک به 30 درصد از معاملات برق کشور را میزبانی می‌کند و بر اساس هدفگذاری که در ماده 43 برنامه هفتم توسعه دارد، قرار است به 60 درصد برسد و بر اساس آیین نامه اجرایی که در کمیسیون اقتصادی دولت تصویب شده و در هیات وزیران قرار است ابلاغ شود، امیدواریم این میزان به زودی به 60 درصد برسد و سهم برق معامله شده در فضای بورس انرژی به سرعت رشد پیدا کند.
وارد موضوع برق شدید پس ادامه گفتگو را با معاملات برق در بورس انرژی پی می‌گیریم و بعد به موضوعات فرآورده و عرضه نفت برسیم و توضیحات شما را داشته باشیم. در مورد این رشد برق بگویید که آیا بخش زیادی از این رشد به دلیل برق سبز  وعرضه بر ق تجدیدپذیرها بوده است؟
از این 30 درصد تنها سه درصد آن مربوط به تجدیدپذیرها و برق سبز است و الباقی مربوط به فروش برق غیر تجدیدپذیرهاست.
یعنی رویکرد توانیر تغییر کرده است؟ چون قبل‌ترها توانیر ترجیح می‌داد برق را خود بفروشد و تعدد معاملات در بورس صورت نمی‌گرفت؟
درحال حاضرخود توانیر برق را در بورس می‌فروشد. البته این رویکرد فروش برق توسط دولت در بورس انرژی یکی دوسالی رشد کرده است. ما سه تابلو معاملات برق در بورس انرژی داریم. تابلو برق سبز، تابلو برق آزاد و تابلو برق عادی است . تابلو برق سبز که برای برق تولیدی حاصل از تجدیدپذیرهاست. تابلو برق آزاد برای برق نیروگاه‌های حرارتی و برق هسته‌ای حرارتی است که برق هسته‌ای در لایحه بودجه 1405 پیشنهاد شد. پیگیری کردیم و امیدواریم سال آینده تا 20 درصد برق  هسته‌ای در بورس عرضه شود.
تابلو برق عادی بورس انرژی که از زیر مجموعه‌های توانیر، متشکل از نیروگاه‌های خصوصی و انواع و اقسام نیروگاه‌های دولتی است که در بازار، فروشنده وعرضه کننده هستند. بخش دیگر در این تابلو صنایع و شرکت‌های توزیع به عنوان خریدار هستند. شرکت توزیع برق که نهادی دولتی است برق را از بورس می‌خرد و  به خانگی تحویل می‌دهد. این اتفاق مهمی است چون تابلو عادی از نظر نحوه کشف قیمت با دو تابلو دیگر تفاوت دارد. معامله گران تابلوهای برق آزاد و سبز بازیگران متکثری دارد. آزادانه کشف قیمت بر اساس میزان عرضه و تقاضا در این دو تابلو صورت می‌گیرد. رفتار اقتصادی در تابلو‌های آزاد و سبز با عادی متفاوت است. سهم بیشتر معامله‌گران تابلوی آزاد، بخش خصوصی است و صنایع بیشتر خریدار آن هستند. در واقع در تابلو عادی به نوعی ثبت معاملات صورت می‌گیرد چون دو طرف بازیگران در تابلو عادی منافع واحدی دارند یعنی دو طرف معامله از وزارت نیرو هستند. بنابراین رفتار اقتصادی دو طرف معامله هماهنگ است. یعنی برق قابل عرضه در تابلو آزاد را به بودجه وزارت نیرو تقسیم بر کیلو وات ساعت قابل عرضه در تابلو عادی کنید می‌توانید میانگین قیمت تابلو عادی بورس انرژی را برای سال محاسبه کنید. یعنی محلی برای ثبت است و این طور نیست که رقابت در فروش شکل بگیرد و قیمت نوسان اقتصادی داشته باشد.
پس چرا این تابلو عادی راه اندازی شده است؟ تابلویی که رقابت عرضه و تقاضایی به شکل دو تابلو دیگر برق در بورس انرژی را ندارد؟
خاصیت آن برای اقتصاد کشور همین اختلافی است که نشان می‌دهد. این تابلو عادی یک نماگری از شرایط اقتصادی برق دولتی هاست که قبلا در تابلو عادی وجود نداشت. تابلو عادی نشان می‌دهد با چه اختلافی و با چه قیمتی برق را دولتی‌ها معامله می‌کنند. دولت چه میزان یارانه برق می‌دهد. منظور از ثبت این است. از سویی دیگر نیروگاه‌دارها برق را در تابلو آزاد می‌بینند که مثلا 170 تومان معامله می‌شود. به دولت می‌گویند چرا برق را از ما مثلا 170 تومان می‌خری درحالیکه در بازار دیگر 7هزار تومان معامله می‌شود. اینجا به نوعی مطالبه‌گری هم شکل می‌گیرد. این سه تابلو واقعیات اقتصاد برق کشور را نمایش می‌دهند اگر تابلو عادی را نداشتیم تصویری از اقتصاد  برق کشور نداشتیم. سیاستگذار با دیدن این تابلو و رویه معاملات، سیگنال قیمت واقعی را دریافت می‌کند و‌ این وظیفه بورس هاست که شفاف سازی را به نمایش بگذارد.
رقابت که مهم ترین ویژگی است در کدام یک از تابلوها بیشتر است؟
رقابت در تابلوهای سبز و آزاد است و قیمت‌های جذابی در آنجا شکل می‌گیرد. سرمایه گذار بخش دولتی و خصوصی در این بازار و حتی دولتی‌ها به خوبی با هم معامله می‌کنند. این بازارها به نفع دولتی‌ها به خوبی شکل گرفته است.
نکته مهم دیگر موضوع تسویه است. یعنی قراردادهای برق که شکل می‌گیرد سالها بدین شکل پیش رفته است که بین خودشان منعقد می‌شود و در نهایت یک عبارت "کی داده و کی گرفته" مطرح است. اما اگر در تابلوی معاملات بورس و بازار سرمایه بیاید دیگر موضوع الزام بوده و  جریان نقدی واقعی برقرار است، باید پول واریز شده باشد تا طرف مقابل کار تحویل دهد یا بالعکس. قیمت و حجم مشخص است. کسی در اینجا تخلف و دیرکرد ندارد. این از اقتضائات بازار سرمایه است و در همه تابلوها برقرار است. یکی از اصلی ترین رسالت بازار، صیانت از حق مالکیت است و این خط قرمز ماست. ما اجازه اینکه تخلفی یا عدم ایفای تعهدی صورت بگیرد را نمی‌دهیم و اساسا سازوکار بورس این اجازه را نمی‌دهد.
میزان افزایش 30 درصدی معاملات برق در چه بازه زمانی بوده است؟
تابلو آزاد بورس انرژی نسبت به سال گذشته چند صد هزار درصد رشد داشته است. در تابلو آزاد بورس انرژی از ابتدای سال تاکنون( 30 دی ماه 1404 ) حدود 32 هزار میلیارد تومان ارزش معاملات داشته است در حالیکه در کل سال 1403 حدود 700 میلیارد تومان بوده و این جهش چند هزار درصدی را  نشان می‌دهد. ارزش معاملات در تابلوی سبز امسال یک میلیون گیگاوات ساعت بوده در حالیکه سال گذشته نیم میلیون گیگاوات ساعت بوده است و از لحاظ ارزش، 7 همت در سال قبل و امسال در این بازه 10 ماهه 2.2 همت بوده است. در کنار اینها، تابلو عادی هم از نظر ارزش 15 همت بوده درحالیکه سال گذشته 11 همت بوده است.
معمولا معاملات در بورس به صورت ارزش ریالی و در رینگ صادراتی ارزی  و ریالی است. آیا امکان جابه جایی رمز ارزها یا  رمزدارایی  با توکن‌ها در بورس انرژی فراهم شده است؟
تا این لحظه نبوده است اما توکن‌سازی در معاملات بورس انرژی از طرف شرکت‌های خدمات مالی و شرکت‌هایی که در حوزه عملیات بازار و سیستم‌های معاملاتی کار می‌کنند در سازوکار سَندباکس بازارسرمایه در حال آماده سازی است. دو مجموعه فعال هستند تا فضای سَندباکس را توسعه دهند و به دنبال بیزینس مدل‌های توکن هستند که توجیه‌پذیر باشد تا بواسطه جابه جایی بتواند ارزش تولید کند و توسعه دهد. باید برای استفاده کنندگان دارای منافع باشد. ما می‌گوییم مثلا نقدشوندگی باید داشته باشد. این وایت‌پیپر یا توکن باید قابل توجیه و تعریف با فضای اقتصادی ایران شکل بگیرد. فعالان این حوزه باید وقت جدی بگذارند وخلق ارزش واقعی در مدل اقتصادی توکن انجام دهند. اینکه اِتریوم، امروز اِتریوم شده بستگی به آن توکنومیکس (Tokenomics)  آن دارد.
کدام یک از تابلوها قابلیت انتقال از طریق رمزارز را دارد؟
گواهی برق تجدیدپذیر این استعداد را دارد تا در بخش توکن برق تجدیدپذیر انجام شود. این REC لانچ شده و قابلیت تامین مالی برای هِج کردن در بورس انرژی را دارد. 170 نیروگاه تجدیدپذیر داریم و این گواهی به شدت قابلیت توسعه این را دارد و زیرساخت آن هم فراهم است. اما نکته اینجاست که هر رویه‌ای قرار است شکل بگیرد باید آزمون خطاهای خود را طی کند و فعالان دیگر اطمینان از رویه آن را داشته باشند کسانی که در صف دوم قرار دارند و حجم انبوهی از فعالان هستند بیایند و وارد عرصه انجام این کار شوند. الان در مرحله انجامش هستیم و به نظر می‌رسد به زودی این رویه هم عملیاتی شود.
به موضوع نفت بپردازیم. الان عرضه نفت در بورس انرژی در چه مرحله‌ای قرار دارد؟
متاسفانه بورس انرژی نتوانسته بازار نفت خام را داشته باشد. قبلا بود ولی شروع موفقی نبود. یعنی اراده لازم در بدنه‌هایی که متولی سیاستگذاری در زمینه نفت خام هستند برای استفاده از بازار آزاد و شفاف وجود ندارد. قبلا تنها یک عرضه نفت انجام شد عرضه موفقی هم بود و بیشتر از قیمت آن زمان نیز نفت در بورس انرژی فروش رفت. اما فعلا اراده‌‌‌ی بدنه بالادست نفت برای عرضه نفت در بورس انرژی قوی نیست.  
می‌تواند محدودیت‌های تحریم باشد که تصمیم گیران ترجیح می‌دهند نفت را با احجام مورد نظر خود به خریداری که می‌شناسند بفروشند چون به آن خریدارها دسترسی دارند؟
به نظرم تحریم‌ها بهانه و مستمسک استفاده از سازوکار بازار شفاف است و این عدم شفافیت، منافع قابل توجهی دارد و حتما اینرسی تصدی گرانه دولت در این زمینه تاثیر دارد.
بورس انرژی مگر خریدارانی دارد که عرضه نفت خام به آنها صورت نمی‌گیرد؟
طبیعتا خریداران بورس انرژی با توجه به اینکه بخش عمده‌ای در رینگ بین الملل فعالیت می‌کنند و در حوزه هیدروکربوری و فراورده‌ها هستند می‌توانند در حوزه نفت خام هم فعالیت داشته باشند؛ امکان عرضه و انجام معاملات نفت خام در بورس انرژی وجود دارد و مشتریان و خریداران داخلی و خارجی اعم از پالایشگاه‌ها و تجار برای خرید اعلام آمادگی کرده‌اند و مشروط به عرضه و تعهد ملی نفت به تحویل، این معاملات قابل انجام است.
دولت با وجودی که کسری بودجه ناشی از کم فروشی نفت دارد قطعا از هر روش برای فروش نفت استقبال می‌کند چرا پس با این رویه خیلی به نظر موافق نیست؟   
ما کلا در ایران مثل یک بچه پولداری هستیم که ثروت انبوهی به ما ارث رسیده اما گرسنه هستیم. تامین مالی شرایط خوبی در حوزه بالادست صنعت نفت ندارد درحالیکه تقاضای منابع مالی زیاد است. از سویی دیگر مطالبات شرکت‌های E & P انباشته شده است. قرار دادهای آی‌پی‌سی با تاخیر انجام می‌شود که همه اینها نشان می‌دهد که خلا تامین مالی وجود دارد. از سویی دیگر سرمایه گذاران ما عطش سرمایه گذاری ارزی را دارند و دنبال این هستند که به دارایی ارزی دسترسی داشته باشند که با نوسانات ارزی همسان شود و بتوانند سرمایه و دارایی‌های خود را در برابر تورم هِج کنند. پس الان موانع مقتضی موجود است پس چرا انجام نمی‌دهند این را شما رسانه‌ها باید از آنها بپرسید.
ما به عنوان رسانه در حال پرسش از بالادست نفت هستیم واتفاقا نگاه مثبتی به حوزه بورس وجود دارد. اما به نظر شما اینکه چرا این کار انجام می‌شود سوالم را تکرار می‌کنم آیا می‌توان گفت که آن‌ها بازارهای خود را ترجیح می‌دهند؟
مصداقی و تجربه‌ای از معامله را می‌گویم که ما در زمینه ال‌پی‌جی میعانات گازی، مدعایی مشابه نفت در بورس را داشتیم. این موضوع قبلا گفته می‌شد که آنها مشتریانی دارند اما ما پیشنهاد می‌دادیم که مشتریان خود را بیاورند در بورس انرژی تا در بازاری شفاف بتوانند خرید کنند. آنها این موضوع را قبول کردند و نسبت به شفافیت بورس و نقدشوندگی آن اذعان کردند اما همین که تا مشتری آنها بیاید و فرایند را طی کند وکد بگیرد و به پای تابلو برسد، چهار تا مشتری خارجی دیگر با رقابت میعانات گازی را خریدند و به آنها میعانات را فروختند و رفتند. الان ببینید که همین معاملات میعانات گازی که در بورس انرژی شکل گرفته است چه شتاب رشدی دارد. میعانات گازی ما روی تابلو همین الان مثبت 20 آرامکو در حال عرضه است، با وجود این شرایط تحریمی که داریم.
چند درصد از معاملات بورس انرژی به هیدروکربوری اختصاص دارد؟
قریب 86 درصد ارزش معاملاتی بورس انرژی از هیدروکربورهاست . از سویی دیگر از این 86 درصد نزدیک به 90 درصد در رینگ بین الملل است یعنی 75 درصد ارزش معاملاتی معاملات رینگ بین‌الملل ماست. یعنی فروش صادراتی داریم و همه ارزآور برای کشور است. 
پس در حوزه فرآورده‌ها موفق بودید؟
همین طور است. ما به حوزه بالادست نفت می‌گوییم عرضه نفت خام را در بورس انرژی امتحان کنند و همین طور درمورد عرضه فراورده بین مجتمعی هم امتحان کنند، ببینند وقتی مبادلات انرژی آزاد می‌شود چه اتفاقی می‌افتد. رویکرد استراتژی برای رها شدن فضای انرژی از قید و بند مدیریت ناکارآمد اتخاذ می‌شود. البته این را بگویم که مدیریت دولتی الزاما می‌تواند ناکارآمد نباشد. ناکارآمدی به نوع خصوصی و دولتی نیست به نوع مبادله است. آنجایی ناکارآمدی را اتخاذ کردیم که مبادله دستوری را ملاک قرار دادیم. آن مدیر دولتی هم می‌داند 3 بزرگتر از 2 است؛ پس چرا انجام نمی‌دهد و چون تکلیف است که قیمت کمتر بفروشد. اگر آزاد سازی مبادلات صورت گیرد اثر آن در حوزه انرژی به مراتب بهتر و موثرتر وجدی تر از این است که فعالان حوزه انرژی از خصوصی سازی به دست می‌آورند. ما با خصوصی کردن بنگاه‌های اقتصادی که در فضای دستوری دارند کار می‌کنند این رویه را به کار می‌گیریم که بخش خصوصی را شریک زیان خودمان می‌کنیم درحالیکه هر مدیر دولتی که می‌بینید اگر قیمت گذاری را آزادانه انجام دهد، قطعا آن مدیر دولتی هم می‌تواند سودده عمل کند. پس وقتی به مدیر دولتی می‌گوییم با تکلیف بخر و با تکلیف بفروش دیگر آن مدیر هر چه مدیریت و دانش هم داشته باشد نمی‌تواند پیاده سازی کند.     
در مورد عرضه بنزین و گاز در بورس انرژی بگویید که در چه مرحله‌ای قرار دارد؟
 ما امیدواریم که در زمینه سیاستگذاری در حوزه بنزین شاهد این باشیم که بنزین وارداتی و بنزین مازاد سهمیه تحویلی پالایشگاه‌های داخلی را عرضه کنیم و شاهد شکل گیری معاملات آنها باشیم. بازار برق بورس انرژی، بازار بِنچ‌مارک موفقی از شکل گیری در فضای اقتصادی در بورس انرژی است و امید داریم در خصوص بنزین به این رقم‌ها برسیم. در مورد گاز طبیعی نیز اقدامات خوبی در جریان است که در زمان خود اطلاع رسانی خواهد شد.
روابط بورس انرژی با بدنه صنعت نفت چگونه است؟ آیا آنها بورس انرژی را محلی برای گفتمان خود در نظر می‌گیرند و یا بالعکس شما ارتباط صمیمانه و روابط گفتمانی با آنها دارید؟
در گذشته این ارتباط شاید خیلی کم بود اما امروز ارتباط خوبی با شرکت ملی پالایش و پخش و شرکت ملی گاز داریم. یکی از علت‌هایی که سهم بورس انرژی در بدنه صنعت نفت در گذشته کم بود عدم شناخت بافت اقتصادی نفت و حوزه هیدروکربوری بود و متقابلا ناشناخته بودن بورس انرژی برای فعالان اقتصادی است. اما امروز یکی از ضعف‌های موجود عمیق نبودن این ارتباطات است.
یکی از دلایلی که از گفتمان یاد می‌کنم این است که آیا زمانی که بدنه وزات نفت به موضوعات و چالش‌های تامین مالی و مبادلات در تصمیم سازی‌ها می‌رسد، به بورس انرژی به عنوان راهکار می‌اندیشد یا مجموعه شما در اولویت چندم است؟
ببینید این یک واقعیت است که نظام تامین مالی کشور بانک محور بوده است. الان هم هست. بنابراین نیازمند آموزش است. بورس انرژی سالانه در حدود 6 میلیارد دلار ارزش معاملات دارد که بخش عمده آن هیدروکربور است. این تامین مالی در قالب 500 میلیون دلار در این بازار قابل انجام است و کشش وجود دارد. البته رسیدن به این اعداد هم تدریجی بوده است تا شناخت به این اندازه صورت گیرد. اما در مجموع همواره شناخت کافی وجود ندارد. بستر بورس انرژی ابزارهای تامین مالی متنوع ارزی و ریالی دارد. بورس انرژی در بازه 11 ماهه سالجاری 25 هزار میلیارد تومان تامین مالی انجام داده است. شاید این اعداد در حوزه نفت، گاز و پتروشیمی عدد قابل توجهی نباشد اما اگر سرمایه‌گذاران این دریافت را داشته باشند که سرمایه گذاری ارزی از این محل قابل دسترس‌تر است می‌توانیم مدعی شویم که بورس انرژی این قابلیت را دارد.
انتظار شما از حاکمیت چیست؟
ما در بورس انرژی همواره به دنبال این بودیم که مجموعه انرژی کشور بتواند با مفاهیم در بازار ارتباط برقرار کند. اما عادات سنتی در مبادلات بخش دولت همواره وجود دارد و به سختی شاید بتوانند ازاین عادت بگذرند. درحالیکه بازار شرایط و امکانات وابزارهای متعددی دارد. اگر نمی‌خواهیم خام فروشی کنیم ببینیم در پایین دست صنعت نفت ارزش افزوده فراوانی وجود دارد.
مزیت کشور ما انرژی است. اگر از هر کسی بپرسیم مزیت ایران چیست می‌گویند نفت است. پس بورس انرژی می‌تواند پیشران بازارها باشد. حتما در قوانین ما استراتژی‌هایی وجود دارد و در قانون بازار این موضوع تکلیف شده و این اقتضا وجود دارد که نیازمند اراده‌ای جدی است. باید از این بستر استفاه کنیم و به همین دلیل دنبال این هستیم که این اراده را در دولت بوجود بیاوریم. اراده‌ای که در بخش برق شکل گرفت و در حال انجام است و مدیران دولتی و وزارت نیرو پیگیرند و از آن حمایت می‌کنند و امیدواریم همین رویه از سوی وزارت نفت هم تحقق یابد.
برچسب ها
چاپ خبر چاپ خبر
ارسال به دیگران ارسال به دیگران
نظرات
نام و نام خانوادگی :
ایمیل :
نظر :