به گزارش بازار انرژی از هنر پالایش، اگر روزی تنگه هرمز به هر دلیلی بسته شود، آیا صادرات نفت امارات هم متوقف خواهد شد؟ این سؤال، سالهاست یکی از مهمترین دغدغههای تحلیلگران ژئوپلیتیک و بازار انرژی است. هر بار که تنشهای نظامی یا سیاسی در خلیج فارس افزایش پیدا میکند، نگاه بازارهای جهانی دوباره به همین آبراه باریک دوخته میشود؛ گذرگاهی که بخش قابل توجهی از صادرات نفت و گاز جهان از آن عبور میکند و کوچکترین اختلال در آن میتواند قیمت انرژی را در سراسر دنیا تحت تأثیر قرار دهد
.
برای امارات، این موضوع فقط یک نگرانی سیاسی نیست؛ بلکه مستقیماً به اقتصاد کشور گره خورده است. بخش مهمی از درآمد این کشور از صادرات نفت تأمین میشود و تا دو دهه پیش تقریباً تمام نفتکشهای امارات برای رسیدن به دریای عمان و سپس بازارهای جهانی، ناچار بودند از تنگه هرمز عبور کنند. این یعنی هر بحرانی در این آبراه، میتوانست صادرات نفت امارات را نیز با ریسک مواجه کند
.
ابوظبی خیلی زود متوجه شد که نمیتواند تمام مسیر صادرات انرژی خود را به یک گلوگاه دریایی وابسته نگه دارد. به همین دلیل، پروژهای را آغاز کرد که هدف آن حذف تنگه هرمز نبود، بلکه کاهش وابستگی به آن بود؛ پروژهای که امروز نام
فجیره و
خورفکان را بیش از هر زمان دیگری در معادلات انرژی و ژئوپلیتیک منطقه مطرح کرده است
.
اما برای درک این راهبرد، ابتدا باید نقشه امارات را بشناسیم
.
نقشهای که همه چیز را توضیح میدهد
اگر از غرب امارات به سمت شرق حرکت کنیم، نخست به ابوظبی میرسیم؛ امارتی که قلب صنعت نفت این کشور محسوب میشود. بخش عمده میادین نفتی، تأسیسات فرآورش، خطوط انتقال، پالایشگاههای بزرگ و صنایع پتروشیمی امارات در همین منطقه یا سواحل جنوبی خلیج فارس قرار دارند. نفتی که از میادین خشکی و دریایی استخراج میشود، عمدتاً به همین زیرساختها منتقل و پس از فرآورش یا بارگیری، راهی بازارهای جهانی میشود
.
در بخش گاز نیز شرایط تفاوت چندانی ندارد. بخش مهمی از زیرساختهای تولید و فرآورش گاز در همین منطقه قرار گرفته و صادرات گاز طبیعی مایع
(LNG) امارات نیز عمدتاً از
جزیره داس در خلیج فارس انجام میشود
.
به بیان ساده، مرکز ثقل صنعت انرژی امارات در ساحل خلیج فارس قرار دارد؛ جایی که برای خروج به آبهای آزاد، تقریباً هیچ راهی جز عبور از تنگه هرمز وجود ندارد
.
اما اگر مسیر خود را روی نقشه به سمت شرق ادامه دهیم، با مانعی طبیعی روبهرو میشویم؛
رشتهکوه حجر که مانند دیواری میان دو ساحل امارات کشیده شده است. آن سوی این کوهها، جغرافیای کشور تغییر میکند و ساحل دریای عمان آغاز میشود
.
در همین نقطه،
فجیره قرار دارد؛ تنها امارت امارات متحده عربی که ساحل اصلی آن در دریای عمان واقع شده است. کشتیهایی که از این بندر حرکت میکنند، بدون ورود به خلیج فارس و بدون عبور از تنگه هرمز، مستقیماً به دریای عمان و سپس اقیانوس هند دسترسی دارند
.
همین موقعیت جغرافیایی، فجیره را به ارزشمندترین دارایی ژئوپلیتیکی امارات در ساحل شرقی تبدیل کرده است. اگر این کشور بخواهد بخشی از صادرات نفت خود را از وابستگی به تنگه هرمز خارج کند، طبیعی است که این مسیر باید از همین بندر آغاز شود
.
اما نقشه امارات یک نکته جالب دیگر هم دارد
.
کمی بالاتر از فجیره، بندر
خورفکان قرار گرفته است. بسیاری تصور میکنند این شهر بخشی از امارت فجیره است، اما در واقع خورفکان به
امارت شارجه تعلق دارد و از سرزمین اصلی این امارت جدا افتاده است. در جغرافیا، به چنین قلمروهایی
برونبوم گفته میشود؛ یعنی بخشی از یک واحد سیاسی که از قلمرو اصلی آن فاصله دارد، اما همچنان از نظر اداری به همان واحد تعلق دارد
.
با وجود همسایگی، نقش این دو بندر یکسان نیست
. فجیره محور توسعه زیرساختهای نفتی و انرژی امارات است، در حالی که
خورفکان بیشتر بهعنوان یک بندر کانتینری و مرکز لجستیک دریایی شناخته میشود. هر دو در ساحل دریای عمان قرار دارند، اما مأموریت متفاوتی در راهبرد اقتصادی امارات بر عهده دارند
.
تا اینجا، یک سؤال مهم مطرح میشود
.
اگر تقریباً همه میادین نفتی، پالایشگاهها و زیرساختهای اصلی انرژی امارات در ابوظبی و سواحل خلیج فارس قرار دارند، پس نفت چگونه خود را به فجیره میرساند تا بدون عبور از تنگه هرمز صادر شود؟
پاسخ این سؤال، به یکی از بزرگترین پروژههای زیرساختی تاریخ امارات بازمیگردد؛ پروژهای که مسیر صادرات نفت این کشور را برای همیشه تغییر داد
.
خط لولهای که معادله را تغییر داد
اگر قرار بود نفت تولیدشده در ابوظبی با نفتکش به فجیره منتقل شود، اساساً فلسفه این پروژه از بین میرفت. نفتکشها برای رسیدن از ابوظبی به فجیره باز هم باید از تنگه هرمز عبور میکردند و تمام وابستگی گذشته پابرجا میماند. امارات برای حل این مسئله، مسیر خشکی را انتخاب کرد
.
نتیجه این تصمیم، ساخت
خط لوله حبشان–فجیره بود؛ یکی از بزرگترین پروژههای زیرساختی تاریخ امارات که در سال ۲۰۱۲ به بهرهبرداری رسید. این خط لوله حدود ۴۰۶ کیلومتر طول دارد و نفت خام را از منطقه حبشان در ابوظبی، پس از عبور از بیابانها و رشتهکوههای حجر، به پایانه نفتی فجیره در ساحل دریای عمان منتقل میکند
.
اهمیت این پروژه فقط در ساخت یک خط لوله خلاصه نمیشود. برای نخستین بار، امارات توانست بخشی از صادرات نفت خود را بدون عبور از تنگه هرمز انجام دهد. به بیان دیگر، اگر در این آبراه اختلالی ایجاد شود، همه صادرات نفت امارات متوقف نخواهد شد و بخشی از آن همچنان میتواند از طریق فجیره به بازارهای جهانی برسد
.
اما امارات به ساخت یک خط لوله بسنده نکرد. مسئولان این کشور بهخوبی میدانستند که یک خط لوله، بهتنهایی یک بندر را به مرکز تجارت انرژی تبدیل نمیکند. به همین دلیل، همزمان با توسعه این مسیر انتقال، سرمایهگذاری گستردهای در فجیره آغاز شد؛ از ساخت مخازن عظیم ذخیرهسازی نفت و فرآوردههای نفتی گرفته تا توسعه اسکلههای صادراتی، پایانههای بارگیری، تأسیسات سوخترسانی به کشتیها و حضور شرکتهای بینالمللی فعال در تجارت انرژی
.
امروز فجیره فقط یک محل بارگیری نفت نیست. این بندر به یکی از مهمترین مراکز ذخیرهسازی نفت و فرآوردههای نفتی در منطقه تبدیل شده و روزانه دهها نفتکش و کشتی تجاری برای سوختگیری یا بارگیری در آن پهلو میگیرند. موقعیت جغرافیایی این بندر در ورودی اقیانوس هند نیز باعث شده است که بدون نیاز به ورود به خلیج فارس، خدمات گستردهای به کشتیهای عبوری ارائه دهد
.
همینجا است که اصطلاح
هاب انرژی مطرح میشود
.
در ادبیات صنعت انرژی، هاب انرژی صرفاً یک بندر صادراتی یا یک پایانه نفتی نیست. هاب، نقطهای است که چندین حلقه از زنجیره انرژی در کنار یکدیگر شکل میگیرند؛ از انتقال و ذخیرهسازی گرفته تا صادرات، تجارت، سوخترسانی دریایی و خدمات لجستیکی. هرچه این زنجیره کاملتر باشد، آن منطقه به یک هاب انرژی نزدیکتر میشود
.
فجیره طی دو دهه گذشته تلاش کرده چنین جایگاهی را به دست آورد. وجود خط لوله حبشان، مخازن بزرگ ذخیرهسازی، پایانههای صادراتی، شرکتهای بازرگانی و خدمات بانکرینگ، این بندر را به یکی از مهمترین مراکز تجارت نفت در منطقه تبدیل کرده است
.
در مقابل،
خورفکان مسیر متفاوتی را دنبال کرده است. اگرچه این بندر نیز در ساحل دریای عمان قرار دارد، اما تمرکز اصلی آن بر حملونقل کانتینری و لجستیک دریایی است. به همین دلیل، خورفکان بیشتر مکمل پروژه ساحل شرقی امارات محسوب میشود تا مرکز اصلی صادرات انرژی. به زبان ساده، اگر فجیره موتور انرژی ساحل شرقی امارات باشد، خورفکان نقش دروازه تجاری آن را ایفا میکند
.
با این حال، یک پرسش مهم همچنان باقی میماند. آیا همه این سرمایهگذاریها باعث شده است امارات دیگر به تنگه هرمز نیازی نداشته باشد؟ یا اینکه فجیره تنها توانسته بخشی از وابستگی این کشور به این آبراه راهبردی را کاهش دهد؟ پاسخ این سؤال، تصویر واقعبینانهتری از پروژه ساحل شرقی امارات ارائه میدهد
.
آیا امارات واقعاً تنگه هرمز را دور زده است؟
با نگاهی به پروژه ساحل شرقی امارات، شاید در نگاه اول چنین به نظر برسد که این کشور دیگر وابستگی چندانی به تنگه هرمز ندارد. اما واقعیت پیچیدهتر از این است
.
مهمترین محدودیت،
ظرفیت خط لوله حبشان–فجیره است. این خط لوله در حال حاضر توان انتقال حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت در روز را دارد و در بهترین شرایط میتواند تا حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز نیز نفت جابهجا کند. این در حالی است که امارات در حال افزایش ظرفیت تولید نفت خود به حدود ۵ میلیون بشکه در روز است. بنابراین حتی اگر خط لوله با حداکثر ظرفیت فعالیت کند، همچنان بخش قابل توجهی از نفت امارات برای صادرات باید از پایانههای واقع در خلیج فارس عبور کند
.
محدودیت دوم به
ماهیت این پروژه بازمیگردد. خط لوله حبشان–فجیره تنها برای انتقال نفت خام طراحی شده و گاز طبیعی را منتقل نمیکند. علاوه بر این، بخش مهمی از پالایشگاهها، صنایع پتروشیمی، تأسیسات فرآورش گاز و دیگر زیرساختهای انرژی امارات همچنان در ابوظبی و سواحل خلیج فارس قرار دارند. به همین دلیل، حتی با توسعه فجیره نیز نمیتوان گفت تمام زنجیره انرژی امارات به ساحل دریای عمان منتقل شده است
.
همین موضوع باعث میشود در استفاده از اصطلاح
هاب انرژینیز باید با دقت بیشتری صحبت کرد. فجیره امروز بدون تردید یکی از مهمترین مراکز ذخیرهسازی، تجارت و صادرات نفت و فرآوردههای نفتی در منطقه است و در حوزه سوخترسانی دریایی نیز جایگاه مهمی دارد. اما یک هاب جامع انرژی، علاوه بر این زیرساختها، باید بخش بزرگی از زنجیره تولید، پالایش، گاز، پتروشیمی و تجارت انرژی را نیز در خود متمرکز کند؛ هدفی که امارات هنوز برای دستیابی کامل به آن مسیر پیش رو دارد
.
در نتیجه، پاسخ سؤال ابتدای گزارش روشن است. امارات
تنگه هرمز را دور نزده است، بلکه تلاش کرده وابستگی خود به آن را کاهش دهد. خط لوله حبشان–فجیره، توسعه بندر فجیره و سرمایهگذاری در زیرساختهای انرژی، یک مسیر جایگزین برای بخشی از صادرات نفت این کشور ایجاد کردهاند و قدرت مانور امارات را در شرایط بحرانی افزایش دادهاند، اما هنوز نتوانستهاند نقش راهبردی تنگه هرمز را به طور کامل از معادلات انرژی این کشور حذف کنند
.
شاید بتوان راهبرد امارات را در یک جمله خلاصه کرد
: هدف ابوظبی جایگزین کردن تنگه هرمز نبوده، بلکه کاهش ریسک وابستگی به آن بوده است. فجیره و خورفکان نیز هر کدام با نقشی متفاوت، بخشی از همین راهبرد بلندمدت هستند؛ راهبردی که نشان میدهد در دنیای امروز، امنیت انرژی تنها به میزان تولید نفت وابسته نیست، بلکه به داشتن مسیرهای متنوع، زیرساختهای انعطافپذیر و توان مدیریت ریسکهای ژئوپلیتیکی نیز بستگی دارد
.