توانیر؛ فرسنگها دور از واقعیتِ تاریکِ شبکه
کمپینِ شکستخورده و بیرمقِ «قرار همدلی ۲۵ درجه » توانیر که قرار بود بستری برای همراهیِ واقعیِ مردم در مدیریت مصرف باشد، عملاً به نمادی از ناکارآمدیِ رسانهای و تناقضگویی تبدیل شده است.
توانیر در حالی توقعِ همراهی و همدلی از مردم دارد که نهتنها ابتداییترین اصولِ کارِ رسانهای—از تولید و پخشِ تیزرهایِ خلاقانه و موشنگرافیهایِ آموزشی—را رها کرده، بلکه تمامِ هنرِ تبلیغاتیاش را به یک بیلبوردِ مبهم خلاصه کرده است؛ تصویری منفعل از مردمی که به یک لامپِ بزرگ و پرنور خیره شدهاند! تصویری که بیشتر شبیه به دهنکجی به واقعیتِ این روزهایِ خانهها و صنایع است تا دعوت به مصرفِ بهینه.
دروغِ «عدم ناترازی» و واقعیتِ دو ساعت خاموشی روزانه! نقطه تاریکِ این کمپین، عدمِ صداقت با افکار عمومی است. در شرایطی که مسئولان با فرافکنی در رسانهها مدعی هستند «ناترازی نداریم»، مردم در عمل با قطع بی برنامه و حداقل دو ساعتهی برقِ منازل خود مواجهند. این تناقضِ آشکار، توهین به شعورِ مخاطب است. چطور میتوان از مردمی که در گرمایِ طاقتفرسا هزینهی ناکارآمدیِ توسعهیِ زیرساختها را با قطعیِ روزانه برق میدهند، انتظارِ «همدلی» داشت، وقتی اولین اصلِ همدلی یعنی صداقت زیر پا گذاشته شده است؟
فشار بر چرخِ تولید؛ سهمِ صنعت و کشاورزی از شعارهایِ توخالی بارِ سنگینِ این ناترازیِ کتمانشده، بیرحمانه بر دوشِ بخشهایِ خانگی، صنعتی و کشاورزی سنگینی میکند. سهمِ تولیدکنندگان و کشاورزانِ زحمتکش از این مدیریتِ بحرانِ یکطرفه، چیزی جز «توقفِ اجباریِ چرخِ تولید» و خساراتِ میلیاردی نبوده است. این رویکرد، هیچ همخوانی با ماهیتِ ادعاییِ «قرارِ همدلی» ندارد و بیشتر به «یکطرفه کردنِ هزینهها به نفعِ ناتوانیِ مدیران» شبیه است.
انتقالِ مداومِ تقصیر؛ سیاستِ فرار به جلو،
بزرگترین نقد به استراتژی توانیر، فرار از مسئولیت و مقصر جلوه دادنِ مردم است. وقتی سیاستگذاران بهجایِ شفافسازیِ ابعادِ واقعیِ بحران، بارِ کلِ ناترازی را متوجهِ رفتارهایِ عمومیِ مردم میکنند، مشخص است که روابطعمومی در دنیایی کاملاً فانتزی و تفکیکشده از واقعیتهایِ تلخِ عملیاتیِ شبکه سیر میکند. پوسترها و تبلیغاتِ بیربط، گرهی از کارِ شبکه باز نمیکند. سیاستگذاریِ انرژی، پیش از آنکه محتاجِ پروپاگانداهای شکستخورده باشد، به «تعهد به برنامههایِ عملیاتی» و «اصلاحِ ساختاری» نیاز دارد.
قرارِ ما خاموشی نبود!
قرارِ ما با مردم، خاموشیِ روزانه و فلج کردنِ صنایع نبود؛ قرار، تأمینِ برق پایدار و حمایت از تولیدِ ملی بود. پروپاگاندای پویشِ ۲۵ درجه ثابت کرد که توانیر توانایی تبیینِ «ارزشِ واقعیِ انرژی» را ندارد و ناتوان از برقراریِ یک گفتگویِ صادقانه با مردم است. وقتی بهجایِ صداقتِ راهبردی، به راهحلهایِ نمایشی و کتمانِ حقیقت روی میآورید، شکستِ پیام و ریزشِ اعتمادِ عمومی، محتومترین نتیجه خواهد بود.
This text will be replaced