مریم میخانک بابایی
یکی از سوالات پرتکرار این است که به چه علت استفاده از سوخت CNG پس از طی این سالها توسعه نیافته است درحالیکه با ناترازی سوخت هم مواجه هستیم. ابتدا در مورد اهمیت این نوع سوخت بگویید و سپس این عدم موفقیت را شرح دهید.
در ابتدا بگویم که برای رهایی از ناترازی انرژی، راهی جز تنوع بخشی در سبد سوخت کشور نداریم.
اما قبل از آن لازم است بدانیم که اولین راه، استفاده از خودروهای کم مصرف است که راهی درست اما بلندمدت است. اگر از منظر آماری بخواهم بین رفع ناترازی و کاهش مصرف سوخت توضیح دهم باید بگویم که تقریبا در سالجاری 25 هزار خودرو وارد کشور کردهایم و در سالهای گذشته در اوج واردات خودرو ما 100 هزار خودرو توانستهایم سالانه وارد کنیم. حال فرض کنیم که توانسته باشیم سالانه 500 هزار خودرو کم مصرف ( هر 100 کیلومتر 5 لیتر ) وارد کنیم و همزمان 500 هزار خودرو فرسوده را هم از رده خارج کنیم؛ با این فرض رویایی برای رفع ناترازی بنزین که الان حدود 20 میلیون لیتر است چیزی حدود 14 سال زمان نیاز داریم تا به عدد رفع ناترازی مطلق برسیم؛ چون میانگین مصرف ما 11 است درحالیکه عدد جهانی 5 است (یعنی هر 100 کیلومتر 11 لیتر مصرف دارد) و اگر بتوانیم 5 تا 5 تا در طول سالها از مصرف کم کنیم این موضوع محقق میشود که ما تنها با واردات و تولید خودرو کم مصرف توانستهایم ناترازی را رفع کنیم و این شدنی است اما بلند مدت است. لذا این کاهشی که به کُندی توسط واردات و تولید خودرو کم مصرف صورت میگیرد با توجه به شرایط اقتصادی نمیتواند راهکار سریع رفع ناترازی ما باشد درحالیکه ما نیاز به اقدامات کوتاه مدت و سریع برای رفع ناترازی داریم. یعنی اگر از همین فردا شروع کنیم 14 سال طول میکشد که جواب بدهد. البته لازم به ذکر است که با گذشت سالها و افزایش میزان عبور و مرور مردم، مصرف هم بالا میرود و عملا این عدد 14 سال ممکن است از 20 سال نیز فراتر برود.
حال به غیر از آن، برای رفع ناترازی، ایده تنوع سازی سبد سوخت را هم داریم که میتوانند اقدامی سریع و کاربردی برای رفع ناترازی باشند. اگر بخواهم این سبد سوخت را تشریح کنم از انتها به اول توضیح میدهم چون معتقدم راهکار اصلی و اول، توسعه استفاده از
CNG است. اما در این سبد سوخت، برق، الپیجی و سیانجی را داریم که این سبد به ما در رفع ناترازی سوخت کمک میکند اما کدام بهتر است که در این مورد توضیح میدهم.
در خصوص برق باید گفت که مطابق با قانون برنامه هفتم توسعه میبایست تا پایان برنامه 500 هزار خودرو برقی وارد کنیم. حال اگر این عدد رویایی تحقق یابد ما میبایست بتوانیم برای خودروها، برق جایگزین تقریبا 2.7 میلیون لیتر بنزین را داشته باشیم و باید تحلیل کنیم این برق از چه منبعی قرار است تامین شود؟ از طریق برق سبز یا تولید برق فسیلی که هر کدام چالشهای خود را دارند. از سویی دیگر این خودروهای وارداتی، باطریها و تجهیزاتی دارند که همه اینها وارداتی است و ارزبری دارند و باید زیرساخت خودروهای برقی تامین شود.
اما با یک بررسی اجمالی متوجه میشویم که خودرو برقی هم علاج رفع ناترازی ما نیست و برای ما که پرمصرف هستیم اگر 500 خودرو برقی وارد کشور کنیم تنها 2.7 میلیون لیتر بنزین ما را جواب میدهد درحالیکه ناترازی ما، کسری 20 میلیون لیتر سوخت است.
اما الپیجی هم که سوخت گرانی است و استفاده آن در سوخت و سبد انرژی که اگر یارانهای هم باشد راهکاری به کل اشتباه است. کشورهای همجوار مانند ترکیه از این سوخت به صورت غیر یارانهای بهره میبرند و قابل استفاده است. اما اگر ما این سوخت را وارد چرخه مصرف کنیم یعنی اعداد بالایی را میسوزانیم و با قیمت یارانهای در هر یک کیلومتر یک دلار را میسوزانیم. اما جدای از مضرات اقتصادی آن، الزام به 500 هزار تن الپیجی در قانون برنامه هفتم تنها باعث صرفه جویی دو میلیون لیتر جایگزینی برای بنزین میشود و این میزان، باز هم نمیتواند ناترازی سوخت ما را به سرعت رفع کند. پس اینجاست که به اهمیت
CNG میرسیم. ما دارای ذخایر عظیم گاز هستیم و تاکنون توانستهایم 5 میلیارد دلار برای استفاده از این سوخت سرمایهگذاری کنیم و اگر سرمایه گذاری نکرده بودیم میشد در مورد آن دو سوخت دیگر که در بالا به آن اشاره کردیم فکر جدید کنیم. اما اقدامات بسیاری صورت گرفته است.2300 جایگاه
CNG ساخته شده است. 4 میلیون خودرو، دو گانهسوز شده و در حال دوگانه سوز شدن هم هستند؛ و ظرفیت همین 4 میلیون خودرو و این تعداد جایگاهها حدود 40 میلیون متر مکعب گاز و معادل 40 میلیون لیتر بنزین است. پس نشان میدهد که این ظرفیت وجود دارد و استفادهای که از آن میکنیم بسیار کمتر از چیزی است که وجود دارد، چیزی حدود 16 میلیون مترمکعب از 40 میلیون مترمکعب را استفاده میکنیم و اگر عدد استفاده را به 30 تا 35 میلیون متر مکعب برسانیم و اگر حتی هزار تومان هم سرمایه گذاری نکنیم، باز همین عدد استفاده از
CN میتواند ناترازی ما را رفع میکند. فقط کار فرهنگی و تغییر نگرش نیاز دارد. از سویی دیگر مشوقها میتواند ما را به استفاده بیشتر راهنمایی کند.
اصلاح و افزایش قیمت بنزین، چه قدر گرایش به استفاده از این سوخت را بیشترکرده است؟
از زمان اصلاح قیمت در طول دو هفته و اعمال محدودیت کارت در برخی استانها و افزایش قیمت بنزین، این تاثیر روانی را بر استفاده از مصرف گاز در خودرو گذاشته است و در برخی استانها نزدیک به 15 درصد افزایش مصرف
CNG بالا رفته است و نزدیک به 4.1 میلیون لیتر از ناترازی بنزین در این دو هفته کم کرده است. مثلا در استان کرمان با رفع محدودیت کارت جایگاههای بنزین، مصرف
CNG تا 30 درصد بالا رفت و یا در استان سیستان و بلوچستان این مصرف تا 80 درصد بالا رفت و این نشان میدهد با کار کارشناسی وبرنامهریزی در حوزه
CNG میتوان در کوتاه مدت جواب گرفت و جواب هم میدهد و میتوانیم در کل ناترازی را رفع کنیم و اگر ناترازی را در کوتاه مدت رفع کنیم در آن صورت میتوانیم برای بلندمدت به دیگر سوختها اعم از برق و الپیجی هم فکر کنیم.
اما باید دو حمایت اساسی از این ظرفیت موجود انجام دهیم اول اینکه از این تعداد 4 میلیون خودرو حمایت شود و حمایت دیگر از جایگاه داران است. نزدیک به 20 تا 25 سال است که این جایگاهها احداث شدهاند و در همه این سالها از نظر اقتصادی به آنها رسیدگی نشده و این باعث شده است که بخشی از ظرفیت خود را از دست بدهند و اگر دولت بتواند همزمان به دو بخش عرضه و تقاضا توجه بیشتری داشته باشد به جرات میتوان گفت این سوخت میتواند نزدیک به 35 درصد سبد سوخت کشور را به خود اختصاص دهد.
در مورد اقدام اخیری که سوخت CNG رایگان شد توضیح دهید که چه اثراتی از خود بر جای گذاشت؟
این اقدام توسط انجمن
CNG کشور و بخش خصوصی صورت گرفت. در این طرح که با هماهنگی انجمن و شرکت ملی پالایش و پخش صورت گرفت، هزار جایگاه انتخاب شد تا این جایگاهها از منابع خود برای گازرسانی رایگان به خودروها استفاده کنند. این جایگاهها از ابتدای مرداد تا پایان این ماه یعنی به مدت یک ماه، گاز رایگان به خودروهای گازسوز تحویل دادند تا از این طریق بتوانند توجه دولت و مردم را بیشتر جلب کنند و مشارکت را افزایش دهند. بر این اساس و بر طبق آمار شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی تنها در این یک ماه با این اقدام خودجوش در حدود 2 میلیون لیتر از ناترازی بنزین کم شد.
مشکلی اصلی همان عدم رغبت به استفاده از این نوع سوخت است و هنوز شما دلیل آن را کامل توضیح ندادید که در ادامه بیشتر بگویید. چون قطعا پس از قطع عرضه گاز رایگان به مردم، مجددا جایگاههای CNG از متقاضی کم شدند و همان مصرف کنندهها به استفاده از بنزین روی آوردند. یعنی کاهش 2 میلیونی بنزین تنها در یک دوره یکماهه تحقق یافت. از سویی دیگر خودروسازها هم رغبتی به تولید خودرو دوگانه سوز ندارند؛ در این مورد اگر دلایل خاصی دارید برای ما بگویید.
ابتدا در مورد خودروسازها توضیح بدهم و بعد برگردیم به این موضوع که چرا رغبتی برای استفاده از این نوع سوخت نیست.
بر اساس تصویبنامه هیئت وزیران درباره «برنامه جامع تأمین و تخصیص حاملهای انرژی شبکه حملونقل کشور»، مصوب 27 شهریور 1404؛ بند ۴، ردیف ۵ برنامه میگوید سهم خودروهای سواری و وانت دوگانهسوز باید از حداقل ۱۵ درصد تولید آغاز شود و سالانه افزایش یابد تا در پایان برنامه هفتم به حداقل ۳۰ درصد برسد. و متولیان اجرا نیز وزارت صمت و وزارت نفت هستند. تصویبنامه بر پایه جزء ۱ بند «ب» ماده ۴۶ قانون برنامه هفتم صادر شده است. این بدان معناست که خودروسازان بر اساس برنامه هفتم توسعه میبایست به صورت پلهای تا پایان برنامه، تولید خودرو
CNG را به 30 درصد تولیدات خود برسانند که در حال حاضر با وجودی که به نیمه برنامه هم رسیدهایم این عدد تولید بین 3 تا 4 درصد است. یعنی بسیار بعید است که تا پایان برنامه به 30 درصد برسد و این نشان میدهد خود خودروساز هم رغبتی برای تولید ندارد. شاید خودروساز به عنوان بخش خصوصی میگوید منافع اقتصادی برای تولید آن ندارد یعنی استقبالی از آن نمیشود. از این رو به جرات میتوان گفت که توسعه
CNG در کانون توجه دولت نبوده و این موضوع به دیگر بخشها هم تسری پیدا کرده است. درحالیکه اگر دولت خودش ببیند تنها راهکار رفع ناترازی سوخت با
CNG است میتواند با فرهنگ سازی و ارائه قابلیتها و ارزش اقتصادی بالایی که دارد استفاده از این سوخت را اشاعه دهد. فرهنگ سازی شود که آسیب خودرو ربطی به گاز ندارد. اگر خودروساز خودرو صفرِ پایه دوگانه سوز نسل 4 تولید کند و یا افراد در کارگاههای وزارت صمت با کیت گاز سوز خودرو را دوگانه سوز کنند متوجه میشوند که این خودرو با بنزین تفاوتی ندارد. این گونه است که مردم فکر میکنند میتوانند از
CNG به عنوان سوخت جایگزین استفاده کنند و اینکه حداقل خودروهای سنگین و خودرو عمومی ما میتوانند از آن استفاده کنند.
شاید خودروهای شخصی به دلیل دسترسی به جایگاههای
CNG نتوانند و نخواهند به این سمت بروند اما خودروهای عمومی که سُکان دولتی را در اختیار دارند چرا به این سمت روی نمیآورند. خودروهای عمومی اعم وانت سبک و سنگین حمل و نقل بار و تاکسیها 25 درصد پیمایش کل کشور را به خود اختصاص میدهند و همین خودروهای اینترنتی را به چه دلیل به سمت دو گانه سوز کردن هدایت نمیکنیم!؟ و تاکید نمیکنیم که الازما باید دوگانه سوز شوند. این نوع خودروها که حدود 30 تا 35 درصد پیمایش کل کشور را دارند اگر گازسوز شوند به نظر همین مقدار برای رفع ناترازی کفایت میکند. حتما نیازی نیست درِ خانه تکتک مردم را بزنیم و بخواهیم از دوگانه سوز استفاده کنند با همین خودروهای پرپیمایش میتوانیم
CNG را توسعه دهیم.
چرا دولت نمیخواهد توسعه یابد؟ دولت که سالها با موضوع کسری بنزین مواجه است چرا پس سیاستگذاری وتسهیلگری نمیکند؟
گله ما از دولت هم این است. وقتی سالها گفتهایم و میگوییم که سوخت
CNG از ظرفیتهای کشور است اما به این سمت تمایلی نشان نداده است. از سویی دیگر علاوه بر دولتها، مجالس نیز طی این سالها نسبت به توسعه آن اقدام خاصی ترتیب نداده است. تاکنون کمیسیون انرژی مجلس برای توسعه آن جلو نیامده است و یا سازمان بهینه سازی مصرف سوخت تاکنون راسا برای توسعه این بخش که بیاید برای آن واحدی تشکیل دهد اقدامی نکرده است. یا در خود وزارت نفت و گاز حداقل کمیتهای تشکیل نشده است که صرفا واحدی تصمیم گیر باشد و قدرت اجرایی داشته باشد. از این نوع واحدها یا کمیتهها برای بنزین داشتهایم ولی برای
CNG نه. امیدواریم با وجود بحرانی شدن ناترازی این اتفاقات رقم بخورد و بیش از گذشته نسبت به توسعه آن اقدام شود. اتفاقی که در دهه 80 افتاد و یک اقدام جهادی برای افزایش ظرفیت و استفاده از خودرو دوگانه سوز رخ داد باید یک بار دیگر رقم بخورد و خودروها دوگانه سوز شوند. تسهیلات دولتی به احداث جایگاهها بیشتر شود. رسانهها فرهنگ سازی کنند تا مردم را ترغیب کنند که به استفاده از گاز برای خودروها رغبت بیشتری از خود نشان دهند و حداقل برای خوروهای پرپیمایش این موضوع عملیاتی شود.
یکی از موضوعات اصلی بحث جایگاه هاست که نیاز به سرمایه گذاری دارد. برای احداث جایگاههای جدید ابتدا بگویید که به چه میزان سرمایه گذاری با حداقل نازل متعارف مورد نیاز است و بخش خصوصی تا چه حد لازم است وارد عرصه شود؟
احداث هر بنگاه اقتصادی در دنیا از جمله جایگاهها توسط دولت صورت نمیگیرد و این موضوع منسوخ شده است، یعنی باید از این به بعد کاری کنیم که بخش خصوصی برای احداث جایگاه تشویق شود و وارد عرصه شود. اما احداث یک جایگاه
CNG با 6 نازل که متداول است به جز هزینه زمین، چیزی در حدود یک میلیون دلار نیاز به سرمایه گذاری شخصی دارد. اگر میزان درآمد و کارمزد جایگاههای
CNG را دولت به روز کند باید گفت که همین الان هم متقاضی ساخت و احداث جایگاه وجود دارد.
اما مشکل اصلی این است که بازگشت سرمایه برای احداث جایگاه
CNG که باید 4 تا 5 سال باشد در ایران 20 ساله است. به همین علت سرمایه گذار رغبتی برای سرمایه گذاری ندارد و منتظر حمایت دولت است تا بازگشت سرمایه در زمان کمتری جواب دهد.
منظورتان این است که دولت کارمزدها را به موقع پرداخت کند و بازگشت سرمایه بخش خصوصی را تضمین کند؟
معمولا جایگاه دارها در مقابل هر مترمکعب گازی که به مردم میفروشند فارغ از اینکه قیمت برای مصرف کننده چه قدر است کارمزد از دولت میگیرند که این رقم سال به سال و با توجه به تورم و شرایط کشور باید به روزرسانی شود که نمیشود. این عدد در حال حاضر به مقداری نیست که با هزینه سرمایه گذاری تناسب داشته باشد و جذابیت سرمایه گذاری ندارد.
این عدد کارمزدها چه قدر است؟
هنوز اعداد 1405 بیرون نیامده و نهایی نشده است اما برای 1404 متوسط میزان کارمزد جایگاه
CNG 1400 تومان برای هر مترمکعب بوده و درآمد جایگاهی بین 300 تا 400 میلیون تومان است. اما هزینههای جایگاه
CNG به قدری است که 90 درصد درآمد آن صرف هزینه نیروی انسانی و تعمیرات جایگاه میشود و حاشیه سود آن به میزانی نیست که سرمایه گذار رغبتی برای ورود داشته باشد.
اگر تعداد جایگاهها بیشتر شود و ناخوداگاه هر شهروندی با گذر از شهرها جایگاههای متعددی را ببیند، این تعدد جایگاه در شهرها و یا بین شهرها میتواند رغبت استفاده بیشتر را هم ایجاد کند. این موضوع را تایید میکنید؟
همین طور است. اما در حال حاضر با همین تعداد خودرو دوگانه سوز و با همین تعداد جایگاه ساخته شده که در بیشتر شهرهای کشور مستقر است، توسعه این صنعت فعلا جواب میدهد. اگر قرار است
CNG را توسعه دهیم و خودروساز ما خودرو دوگانه سوز تولید کند و همه مردم به سمت داشتن خودرو دوگانه بروند، ما نیاز به احداث جایگاه جدید خواهیم داشت. دولت نباید در این حوزه سرمایه گذاری کند و باید عدد کارمزد جایگاه را به نحوی بالا ببرد تا خود سرمایه گذار بخش خصوصی به این سمت وارد شود.
گفته میشود که کشور چین گاها برای سلیقه ایرانیها هم خودرو میسازد و این خودروها مستقیما وارد کشور میشوند. آیا رغبتی برای واردات خودرو دوگانه سوز است؟
متاسفانه
CNG در کانون توجه دولت نیست. در تمام بخشنامههای هیات وزیران در سالهای گذشته واردات خودروهای برقی و هیبریدی که درصد پایینی هم دارند بوده اما حتی به صورت نمایشی هم اسمی از تسهیلگری واردات خودرو
CNG آورده نشده است. قطعا ما الان خوردوساز چینی و اروپایی داریم که خودورهای خودشان را با پایه گازسوز تولید میکنند و متاسفانه ما مصوبهای نداریم که تاکید کنیم که حتی خودرو صفر از چین و ژاپن و اروپا وارد کنیم. هیچ کسی نتوانسته خودرو خارجی دوگانه سود وارد کند این یک حلقه مفقوده است و متاسفانه مافیاهای واردات خودرو دوست ندارند خودرو صفرکیلومتر پایه گازسوز وارد کند.
خودروهای بزرگ دنیا مثل بنز و آئودی و تویوتا و غیره، خط تولید خودرو دوگانه سوز دارند و ما حتی خودرو دوگانه سوز از این شرکتها وارد کنیم در حالیکه این میزان ظرفیت و منابع عظیم گازی هم در کشور فراهم است. چرا کشورهای اروپایی خیلی در تولید خودرو دوگانه سوز وارد نشدند چون آنها گاز ندارند ولی ما داریم که وارد این عرصه هم خیلی نشدیم.
در انجمن چه رایزنی با بخش دولتی در حال انجام برای توسعه این صنعت دارید؟
کار بزرگی که با وزارت نفت و شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی در حال انجام داریم بحث تبدیل خودروها به دوگانه سوز است که در تمام پلت فرمهای خودرو اینترنتی مثل اسنپ و تپسی، افراد و دارندگان خودرو میتوانند در سامانه
gcr.niopdc.ir www. ثبت نام کنند و به ترتیب اولویت پیمایش به کارگاه معرفی میشوند و به صورت رایگان خودروهایشان با کیتهای نسل 4، گاز سوز میشود که این فرایند گازسوز کردن خودرویشان به ارزش 80 تا 120 میلیون تومان ارزش ریالی دارد اما به صورت کاملا رایگان و فقط با یک ثبت نام انجام میشود و کمتر از یک هفته به کارگاه معرفی میشوند. این طرح از ابتدای شهریور ماه آغاز شده است و به میزان استقبال مردم بستگی دارد. قرار است سالانه 300 تا 400 هزار خودرو را به دوگانه سوز تبدیل کنیم. اما لازم به ذکر است که در این مدت که در نیمه شهریور ماه قرار داریم در حدود 5 هزار نفر ثبت نام کردند و امیدواریم تعداد آن بیشتر شود و این صنعت رشد کند.
منبع ماهنامه دنیای انرژی